أبو الحسن الشعراني

313

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

علّامه شعرانى : بهلول از عقلاء مجانين معروف است ، معاصر هارون بود و صوفيه او را از بزرگان خود مىشمارند . « 1 » مؤلف : حاتم اصمّ را گفتند : حدّ توكّل تو تا كجاست ؟ گفت : بناء آن بر چهار چيز است : يكى آنكه شناخته‌ام كه روزى مقدّر من كس نخورد ، از آنم تيمار نيست . ديگر آنكه دانسته‌ام كه عمل من غير نكند ، پيوسته به آن مشغولم . سوم آنكه دانسته‌ام كه مرگ ناگاه آيد ، استعداد او مىكنم . چهارم آنكه شناخته‌ام كه خداى به من نگران است ، چيزى نكنم كه شرم باشد مرا از او . علّامه شعرانى : حاتم بن علوان اصمّ از مردم بلخ است و معاشر شقيق بلخى بود و در سال 237 درگذشت . اگر گويى : مؤلف چرا از مشايخ صوفيّه روايت كرده است ؟ گوييم : همهء آن مردمى كه صوفيّه از مشايخ خود مىشمارند ، بدعت‌گذار نبودند ، بلكه آنان حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام و امام جعفر صادق عليه السّلام و ديگر ائمّه را نيز از مشايخ خود شمرند . ديگر آنكه سخن حقّ را از هركس بايد فراگرفت كه « الحكمة ضالّة المؤمن » ، چنان‌كه اصوليان و محدّثين و علماى عربيّت و قرائت اصطلاحات از اهل سنّت گرفته‌اند ، مثل صحيح و موثّق و ضعيف و اجازه و مسند و مرسل و مناوله و و جاده و مدابجه و غير ذلك . به‌هرحال ، صوفيان در عهد مؤلف چنان منفور نبودند كه در عهد ما ؛ چون بدعت در اين عهد بيشتر است . « 2 » وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ . « 3 » مؤلف : و مىتواند بود كه مراد از يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ علامتى باشد كه به آن شناخته شود كه چه نوع معصيتى از بنده صادر شده تا موجب فضيحت او شود در عرصهء قيامت و سبب استحقاق عقوبت او بر اهل عرصات ظاهر گردد .

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 231 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 161 .