أبو الحسن الشعراني

281

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ . « 1 » مؤلف : خداى تعالى گفت [ كه ] هركس او دينى طلب كند جز اسلام ، از او قبول نكنند ؛ براى آنكه دين به نزديك خداى اسلام است لا غير كه اديان و ملل را به آن منسوخ كرد ؛ چنان‌كه گفت : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ « 2 » . و معنى قبول عمل ، ضمان ثواب باشد بر او ؛ براى آنكه واقع باشد به موقع خود و بر وجه مأمور به كرده شده باشد . علّامه شعرانى : گروهى از حشويّه گويند كه قبول عمل غير صحّت آن است و چه بسا عمل كه بر وجه مأمور به كرده باشند و شرايط آن را به جاى آورده ، امّا مقبول خدا نباشد و ثواب نداشته باشد . و اين سخن چند بار مكرّر گشت . « 3 » كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ . « 4 » مؤلف : مراد آن است كه كفروا بعد إظهارهم الإيمان ؛ براى آنكه ارتداد از مؤمن حقيقى درست نباشد به نزديك ما ؛ براى آنكه مؤدّى بود با اصلى از دو اصل فاسد : إمّا إحباط و قد دل الدليل على بطلانه و إمّا جمع بين الاستحقاقين على سبيل التأبيد . علّامه شعرانى : احباط در مذهب شيعه باطل است ؛ يعنى كسى كه ايمان آورد و عبادت خداى كرد ، مستحقّ ثواب است و اگر پس از آن مرتدّ شود ، ثواب او حبط ، يعنى باطل نمىشود و چون به كفر بميرد ، مستحقّ ثواب دائم نيست و در آخرت چاره‌اى براى او نيست . اگر ابتدا او را عذاب كنند و پس از آن ثواب دائم ؛ منافى كفر اوست و اگر اوّل ثواب دهند ، پس از آن عقاب كنند و در عقاب دائم بماند ، بر خلاف اجماع است كه ثواب ايمان ابدى است نه منقطع . پس بايد گفت : هرگز اين معنى

--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 85 . ( 2 ) . همان ، آيهء 19 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 100 . ( 4 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 86 .