أبو الحسن الشعراني
208
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
تابع روغن و چراغند و به زوال و فساد روغن نابود مىشوند و روح از عالم امر و به ارادهء موجودى است ماوراى طبيعت ، پس ابراهيم عليه السّلام به زندگى و مرگ استدلال كرد به ماوراى طبيعت . « 1 » مؤلف : حمزه خواند : ربي الذى يحيى و يميت ، بإسكان الياء . علّامه شعرانى : اتّفاق همهء مسلمانان است كه قرآن را به سماع بايد خواند نه هرچه جايز باشد در نحو و عربيّت ، مانند ياء متكلم كه در كلام عربى جايز است به فتح خواندن و به سكون هم ، مانند ربى الذى و ربى الذى و لا ينال عهدى الظالمين و لا ينال عهدى الظالمين ، امّا در قرائت قرآن جايز نيست ، مگر به همان وجه كه قراء خواندهاند و ما در مقدمه تفسير منهج الصادقين ، صفحهء 8 گفتهايم كه قرّاء در 566 موضع ياء متكلم را ساكن خواندند بالاتّفاق و در آن موارد فتح آن جايز نيست و در 18 موضع به فتح خواندند بالاتّفاق و در آنها سكون جايز نيست و در 212 موضع بعضى به سكون خواندند و بعضى به فتح و براى ما متابعت هريك جايز است و بعضى فقهاى عصر اخير هرچه در عربى جايز باشد ، قرائت قرآن را به آن جايز مىدانند ، چون معصوم نبوده از بىخبرى گفتند [ كه ] قول آنان را مخالفت اجماع نتوان شمرد . و اگر تتبّع كتب علماء كرده بودند ، چنين فتوى نمىدادند ، چنانكه اگر فارسى زبان نحو نخوانده فاعل را منصوب بخواند ، نبايد گفت [ كه ] اجماع نحويان بر رفع فاعل صحيح نيست . « 2 » أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ . « 3 » مؤلف : و علما خلاف كردند در آنكه آن گذرنده كه بود . . . و وهب منبّه و عبد اللّه بن عبيد بن عمر گفتند : ارميا بن خلفيا بود و او از سبط هارون بن عمران بود . علّامه شعرانى : يعنى حكايت زنده شدن عزير اتّفاقى اهل تفسير نيست و دانستن
--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 102 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 335 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 259 .