أبو الحسن الشعراني

209

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

شخص او را در مقصود تأثيرى نباشد و هركه بود ، حاكى از قدرت پروردگار و دليل معاد است . « 1 » مؤلف : در ضمن يك داستان طولانى نقل مىكند كه پس از آن‌كه هفتاد سال از خواب ارميا گذشت ، خداوند پادشاهى از پادشاهان فارس را برانگيخت تا بيت المقدس را آباد كند . علّامه شعرانى : يهوديان در فلسطين دولتى داشتند و بخت نصّر پادشاه بابل بود ، بر آنها تاخت و بيت المقدس را خراب كرد و بنى اسرائيل را اسير به بابل آورد و سال‌ها گذشت تا پادشاه فارس به نام كوروش بر بابل مستولى شد و بنى اسرائيل را رخصت داد به ملك خود روند و معبد بسازند و ايرانيان اين پادشاه را نمىشناختند ، بلكه نام او را هم نشنيده بودند ، از تاريخ مملكت خود و پادشاهان خود بىخبر بودند ، امّا يهوديان آن عهد نام اين پادشاه را كوروش نوشتند . در عهد ما كه كتب فرنگى در ايران آمده و كتيبه‌هاى قديم را خوانده‌اند . صحّت نقل يهود و تاريخ اين پادشاه و غلط بودن تاريخ ايرانيان عهد ساسانى معلوم گرديد . پس از اسلام مؤرّخان عرب به گمان آن‌كه هر قومى تاريخ خويش را بهتر مىداند ، تاريخ عجم را از ايرانيان فراگرفتند ، غافل از آنكه بيگانگان تاريخ ايران را مىدانند و خود ايرانيان نمىدانند ، مگر ابو الفرج بن عبرى در تاريخ مختصر الدول و ابن خلدون در تاريخ خود ، اسامى سلاطين هخامنشى را از منابع ديگر غيرايرانى فراگرفته ، به‌طور صحيح آورده‌اند . به‌هرحال ، اين پادشاه پارس كوروش نام داشت و تكميل بناى بيت المقدس به امر پادشاهى ديگر شد از فارس از احفاد وى به نام ارتحششتاى كه يونانيان ارتاگزرسس گويند ، و بعضى گويند : اردشير درازدست اوست از سلسلهء كيان و عزير معاصر اين پادشاه بود . « 2 » مؤلف : فاما قول آنان‌كه گفتند عزير بود خبرى است از موسى بن جعفر عليه السّلام . علّامه شعرانى : در بعضى روايات از امام محمّد باقر عليه السّلام نقل كردند ، و اللّه العالم .

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 338 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 341 .