أبو الحسن الشعراني

201

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

اراده خدا نيست ، بر خلاف شفاعت در دنيا كه شفيعان در ارادهء امرا تأثير مىكنند . « 1 » اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ . « 2 » مؤلف : خدا قادر بر اصول نعم كه به كردن آن مستحقّ عبادت آمد ، جز يكى نيست . علّامه شعرانى : بعضى متكلّمان گويند : مستحقّ عبادت كسى است كه بر اصول نعم قادر باشد و از اين كلام آن خواهند كه ديگران چون نعمتى به انسان بخشند و مستحقّ شكر شوند ، اصل نعمت آفريده خداست و هيچ‌كس قادر به آن نيست كه اصل نعمت را ايجاد كند ، بلكه نعمت آفريدهء خداى را كسى كه در تصرّف دارد ، به ديگرى مىدهد . « 3 » مؤلف : عبد اللّه عبّاس گفت : مهم‌ّترين نام‌هاى خداى الحىّ القيوم است ، و اين دعاى اهل درياست كه ايشان گويند : ياهيا شراهيا . علّامه شعرانى : أهى أشرّ أهى ؛ هستم كسى كه هستم ، عبارت عبرانى در تورات است كه چون حضرت موسى بن عمران با خداى تعالى گفت كه اگر بنى اسرائيل از من بپرسند : خداى تو چيست و كيست ، به آنها چه بگويم ؟ خداوند به او وحى فرستاد : هستم آنچه هستم ، تو به هستى اقرار كن و در طلب ماهيّت مباش . به هستيش بايد كه خستو شوى * ز گفتار بيكار يكسو شوى « 4 » مؤلف : مفسّران گفتند : كه « سنه » خوابى باشد سبك و « نوم » خواب تمام باشد ، و حدّ خواب اين بنهادند متكلمان : سهو يلحق الإنسان مع فتور الأعضاء من غير علّة ؛ سهوى كه با مردم رسد .

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 316 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 318 . ( 4 ) . همان ، ص 321 .