أبو الحسن الشعراني
166
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
عصمت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله است و پيغمبر نبايد در حال غضب چنان بىاختيار شود كه سوگند خورد بر وجه حرام . « 1 » مؤلف : رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : هركه سوگند خورد بر قطع رحمى يا بر معصيّتى ، بر او آن است كه حانث شود و از آن سوگند باز آيد . علّامه شعرانى : چون سوگند خوردن بر كار نامشروع صحيح نيست ، مثل آنكه سوگند نخورده است . « 2 » مؤلف : و حسن بصرى روايت كند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله به قومى مىگذشت كه ايشان تير مىانداختند ، يكى از ايشان تيرى بينداخت و گفت : أصبت و اللّه و أخطات ؛ من صواب انداختم و تو خطا كنى . كسى كه با رسول بود ، گفت : يا رسول اللّه ! اين مرد حانث شد . رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : كلّا ايمان الرماة لغو لا كفّارة فيها ؛ سوگند تيراندازان لغو باشد ، در او كفّاره نبود . علّامه شعرانى : آن سوگند كه در نقض آن كفّاره بايد داد بر فعل آينده است نه بر گذشته ، مثل ؛ آنكه گويد و اللّه چنان كردم و نكرده و اينجا همچنين است ، چون به دروغ گويند تير من به هدف خورد و از آن تو نخورد . « 3 » مؤلف : امّا مباحات ، اگر سوگند خورد كه كارى نكند از جمله مباحات ، چون سفر و شركت و تجارت و جز آن يا كارى بكند اعتبار كند اگر صلاح در كردن يا نكردن باشد ، آنچنان كند كه صلاح در آن باشد و اگرچه خلاف سوگند بود ، لا كفّارة عليه عندنا ؛ به نزديك ما بر او كفاره نباشد . علّامه شعرانى : حقّ آن است كه اگر بر عملى مرجوح سوگند خورد ندانسته پس از آن بيند آن عمل بد است ، كفّاره ندارد ، نه آنكه هرگز سوگند را كفّاره نباشد ؛ زيراكه هركس خلاف سوگند كند ، براى آن است صلاح دنيوى يا اخروى خود را در آن
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 215 . ( 2 ) . همان ، ص 218 . ( 3 ) . همان