أبو الحسن الشعراني
154
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
گندم و جو ، آنگه اين شيرينى قابل تبديل به الكل است ، چنانكه فقّاع آبجو . و آغاز تخمّر و پيدا شدن الكل يا تبديل شيرينى به الكل آن هنگام است كه جوشش در مايع پديد گردد . و بخارى كه موسوم است به گاز كربنى ، از تجزيهء شيرينى بر سطح مايع ظاهر گردد و به تدريج الكل افزوده مىشود . و همين غليان را در شرع موجب اثبات حكم خمر قرار دادهاند . و اگر خرما را شب در آب گذارند و روز بنوشند يا بالعكس غليان در آن پديد نمىشود و حرام نيست ، امّا اگر چند روز بماند ، البتّه به جوش آيد و طعم آن برگردد . و انگور در ميان ميوهها زودتر به جوش آيد و ميوههاى ديگر ديرتر . و آغاز پديد شدن غليان را در ميوههاى ديگر سبب حرمت قرار ندادند ؛ چون تخمّر آنها بىعلاج و تدبير و مايه زدن كامل نمىشود ، امّا انگور سخت مستعدّ است . « 1 » مؤلف : اگر بسيار بود ، مستى كند و اگر چنين بود ، مسكر باشد و مسكر حرام بود ؛ هر مسكرى كه باشد ، سواء اگر از انگور كنند و اگر از خرما يا مويز يا ارزن يا جو ، اندك و بسيارش در باب تحريم يكى باشد به نزد يك ما و به نزديك شافعى و مالك و ابو ثور و احمد . علّامه شعرانى : ابو حنيفه و فقهاى عراق از اهل سنّت گويند : خمر مطلقا حرام است ، اندكش و بسيارش ، امّا نبيذ اندكش كه سكر نياورد ، حلال است و بسيارش كه سكر آورد ، حرام . « 2 » مؤلف [ چند دليل بر ردّ اين قول در اينجا آورده است : يكى آنكه ] شما گوييد : خمر اندكش و بسيارش حرام است و نبيذ هم خمر است ، پس به قول شما بايد اندك آن نيز حرام باشد و اينكه گفتيم : نبيذ خمر است ، براى آن گفتيم كه خمر را خمر گفتند ؛ چون عقل را بپوشد ، نبيذ همين است . و اگر گويى : لغت را به قياس و اشتقاق ثابت نتوان كرد ، گوييم : در استعمال عرب هم خمر بر آن اطلاق كردند ، چنانكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « إنّ من التمر لخمرا » الى آخر . دوم آنكه فرمود : « كلّ مسكر حرام » و ابو حنيفه و فقهاى عراق بدان معترفند كه
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 186 . ( 2 ) . المغنى ، ابن قدامه ، ج 10 ، ص 341 .