أبو الحسن الشعراني
153
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
قعوه يا لاذى در آبجو و غير آن مىريختند ؛ چنانكه امروز گياهى موسوم به هوبلن به كار مىبرند و همچنين هر خليطى كه شدّت و فساد آن را تسريع كند . ديگر آنكه در ظرف بىمنفذ و مسام ، مانند خم قيراندود و كدو و امثال آن ريزند . و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از ريختن آب كشمش در اين ظروف نهى فرمود تا فاسد نشود و ائمه فرمودند : چندبار آب كشمش و خرما را در يك ظرف نريزند و نگذارند ، مگر آن را بشويند ؛ چون آلودگى ظرف جوشيدن و اسكار آن را تسريع مىكند . و نيز فرمودند : آب كشمش را كه مىخواهند بجوشانند و شيره بسازند ، شبانه در تنور گرم بگذارند تا صبح جوش نخورد . همهء اين امور براى آن است كه از حدود و حريم خمر اجتناب شود . « 1 » مؤلف : امّا نبيذ التمر كه در او اخبار آوردهاند كه « تمرة طيّبة و ماء طهور » آن است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله در اسفار غزوات به منازلى كه فرود آمدندى كه آبها شور بود و ناخوش ، روزى به منزلى فرود آمدند كه آب سخت شور بود و ناخوش ، بفرمود تا خرماى چند در مطهرهء آب افكندند و رسول صلّى اللّه عليه و آله بخفت به قيلوله ، آنگه برخاست و از آن آب وضو كرد . گفتند : يا رسول اللّه ! روا باشد ؟ گفت : چرا روا نباشد ، « تمرة طيّبة و ماء طهور » ؛ خرما [ يى ] پاك و آبى پاكيزه . اين است معنى آنكه گويند : « إنّ رسول اللّه توضّأ بنبيذ التمر » براى آنكه نبذ رمى بود ، يعنى ماء نبذ فيه التمر ؛ يعنى آبى كه در او خرما افكنده باشند نه خمرى كه از خرما كرده باشند . و اين را نقيع خوانند كه خرما يا مويز در آب افكنند كه طعم او گيرد . براى بامداد ، به شب در افكنند و براى شبانگاه ، بامداد . و بيشتر از يك روز يا يك شب در او نباشد و مراد آنكه چندانى در او رها نكنند كه به حدّى رسد كه در او شدّتى و سورتى پديد آيد . علّامه شعرانى : مستى از خواصّ الكل است و در هرچه بيشتر باشد ، مستى بيشتر آورد و الكل خالص سمّ است . و از هر ماده كه شيرين باشد الكل به وجود آيد ، مانند عسل و خرما . و هرچه نشاسته دارد هم شايد نشاستهء آن مبدّل به شيرينى گردد ، مانند
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 185 .