محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

727

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

تفاوتى و حزن و اندوه سيطره فراگيرى بر عقول مىافكند ، و از ارتباط با جامعه و محيط هر فردى را كنار مىزند تا آنجا كه به گوشه‌گيرى مىافتد ، بدون اين‌كه بتواند دفاعى بكند . اين پيشامد ناخواسته امّت را در تنگنا قرار مىدهد و غالبا به جنگ داخلى مىانجامد ، و اين همان چيزى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما را سفارش كرده است كه از درگيرى با آن اجتناب كنيم و از آن در هر جا كه هستيم ، به فرار روآوريم ، در روايتى كه ابو هريره نقل كرده است ، فرمود : « در آيندهء نه چندان دور فتنه‌هايى خواهد شد ، نشسته در آن فتنه‌ها بهتر از ايستاده و ايستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از دونده است ، هركه بر آنها اطّلاع يابد ، ستمكار خواهد بود و هركس پناهگاهى و يا ملجائى پيدا كند ، بايد پناه ببرد . » « 1 » علاوه بر اين ؛ آن حالتى است كه مناسب شخصى است كه داراى حسّاسيّت شديد باشد و يا اين‌كه درگيرى او به حدّى برسد كه با آن وضع نتواند به خوبى با برادرانش زندگى كند ، و در چنين حالتى ، بهترين پناهگاهى كه به وضوح مىتوانيم ، پناه ببريم آن است كه از سفارش زرنگار اسلامى از قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيروى كنيم : « در خانه‌ات را گشوده ، زبانت را بسته ، بر حال خود گريه كن ! » « 2 » ولى آيا ممكن است كه ما نزديك به آن مردى باشيم كه همواره سكوت را اختيار كرده و براى اين‌كه از صدمات غم‌انگيز فاصله بگيرد ملتزم جمود است ، و يا با آن ديگرى كه آسايش خودش را فدا مىكند و انفعالات خويش را با ميل و اختيار به خاطر سلامتى عمومى و به خاطر خوشبختى امّت ايثار مىنمايد ؟ به راستى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همان شخصيّتى است كه به ما مىگويد : « هرگاه مسلمان با مردم معاشرت كند و آزار و اذيّت ايشان را تحمّل نمايد ، بهتر از آن مسلمانى است كه با مردم معاشرت

--> ( 1 ) - ر ك : صحيح بخارى : 3 / 1318 ، حديث 3406 و 6 / 2594 ، حديث 6670 ؛ صحيح مسلم : 4 / 2211 ، حديث 2886 و 2887 ؛ صحيح ابن حبان : 13 / 303 ، حديث 5965 ؛ المستدرك على الصّحيحين : 4 / 487 ، حديث 8361 ؛ سنن كبراى بيهقى : 8 / 190 ؛ مسند احمد : 2 / 282 ، حديث 7783 و 5 / 48 ؛ المعجم الكبير : 4 / 218 ، حديث 4180 . ( 2 ) - ر ك : سنن ترمذى : 4 / 605 ، حديث 2406 ؛ المحاسن : 1 / 4 ؛ مجمع الزوائد : 10 / 229 ؛ الخصال : ص 85 ؛ المعجم الكبير : 10 / 170 ، حديث 10353 ؛ تحف العقول : ص 7 ؛ حلية الاولياء : 1 / 135 ؛ شرح اصول كافى : 1 / 185 ؛ صفوة الصّفوة : 1 / 420 ؛ امالى طوسى : ص 7 ؛ كشف الخفاء : 2 / 428 ، حديث 2830 ؛ وسائل الشّيعه : 12 / 195 ؛ الزّهد ، هناد : 2 / 545 ، حديث 1127 ؛ الزهد ، ابن مبارك : 1 / 42 ، حديث 130 .