محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

67

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

امروز با اين شرايط تقديم مىكنيم - به كمال و تمام دريافت كند . بنابراين ، شروع ما در اين نوشتار نو از قرآن كريم بيهوده و بىدليل نبود كه وقت خودمان را هدر دهيم و بار سنگينى را بر دوش خوانندگان بگذاريم و كتابخانه‌هايمان را بدان وسيله پر كنيم . بنابراين ، اگر علم ما چيزى نو در عالم شرق يا غرب نياورده باشد ، چيزى جز تباهى ، زحمت و سنگينى نخواهد بود . 1 - وضع قبلى اين مشكل به راستى ، نگاهى گذرا بر كتاب‌هاى علم اخلاق جهان - نوشتهء دانشمندان مغرب‌زمين - كفايت مىكند تا ملاحظه كنيم كه در آنها يك خلأ هولناك و عميقى وجود دارد كه نشأت گرفته از سكوت مطلق آنها از علم اخلاق قرآنى است . واقع مطلب آن است كه اين كتاب‌ها به‌طور اختصار و يا به‌وفور مبادى اخلاقى را براى ما نقل مىكنند ؛ همان‌طور كه بت‌پرستان يونانى و پس از آنها اديان يهودى و مسيحى عقده‌گشايى كرده‌اند . امّا موقعى كه اين نوشته‌ها از بيان اين سه مرحله مىگذرند ، مىبينيم يك‌باره ما را به قرون جديد در اروپا منتقل مىكنند ؛ درحالىكه از تمام دستورهاى اخلاقى موجود در اسلام غافلند . و با وجود همهء اين‌ها ، به راستى كه ارتباط با قرآن در اين باب ( اخلاق ) ارزش فوق العاده‌اى دارد و به زودى از بررسى تاريخى نظريه‌هاى اخلاقى هم از نظر گستردگى و عمق و هم از لحاظ انطباق بر يكديگر فهميده خواهد شد ، همان‌طور كه از ارتباط با قرآن حقيقت مشكل اخلاقى و راه حلّ مشكلات - چه مشكل مقطعى باشد و چه دائمى - شناخته مىشود . بنابراين ، آيا غفلت از جريان چنين نظريّه‌اى ، و به سكوت برگزار كردن آن ، زيان و خسارت بزرگى نيست ؟ . . . حقيقت اين است كه اگر ما به جاى اين‌كه دربارهء اين نوشته‌ها بحث كنيم ، مىخواستيم از علم اخلاق به مفهوم عام گفتگو كنيم ، ناگزير بوديم به كتاب‌هاى اروپايى روى آوريم كه به‌طور ويژه مسائل اسلامى را مطرح كرده‌اند ، تا چه رسد به مبادى اخلاقى در قرآن ؛ جز اين‌كه ميدان اين هدف‌ها بيشتر اوقات محدود است ؛ چنان‌كه مضمون آنها از مطابقت دقيق با نظريّهء واقعى قرآنى ، بسى دور مىباشد .