محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

68

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

بنابراين ، از جهت زمينه‌سازى ، مىبينيم كه آنان جنبهء نظرى اين مسئله را مورد غفلت قرار داده‌اند ، زيرا هيچ دانشمند اروپايى نيست كه خواسته باشد مبادى اخلاق عمومى را از قرآن استخراج كند ، چه رسد به اين‌كه خود اخلاق را بر آموزه‌هاى قرآنى بنيان نهد ! ! و در نزد هيچ‌يك از آن‌ها اين همّت وجود نداشت كه قواعد علمى خود را از قرآن فراهم كند و آن‌ها را در صورت يك آيين‌نامهء كامل عرضه بدارد . تمام تلاش و كوشش آنها تنها منحصر بود در اين‌كه تعدادى از آيات قرآنى مربوط به عبادت و يا رفتار و سلوك را گردآورى و كلمه به كلمه ترجمه كنند . اين مطلب براى ما روشن مىشود ، تنها كسى كه اين مجموعه از فرازهاى برگزيدهء قرآنى را پديد آورده است ، « گارسن دوتاسى » « 1 » مستشرق بود كه كتاب كوچكى را با عنوان « القرآن : مبادئه و واجباته » ( پاريس ، 1840 م ) . و به دنبال او « لوفيفر » « 2 » مستشرق كه در سال ( 1850 م . ) يك بخش انتخابى از ترجمهء « سورى » « 3 » را با عنوان « محمّد : قوانين اخلاقى ، مدنى و دينى » ، منتشر كرد . و بعدها پس از آن دو نفر ، « بارسلمى سانت هيلر » « 4 » در كتاب خود : « محمّد و قرآن » ( پاريس ، انتشارات ديدير « 5 » ، 1865 م . ) اين از جهت فضايى كه در داخل آن بحث‌هاى مربوط به آن انجام گرفته است . و امّا از جهت نقص‌هاى محتوايى ، مرجع اين آثار يا ترجمه‌هاى نادرست بوده است و يا تلخيصهاى ناروا و يا از هر دوى اينها ، و اين مطلب را به‌طور وضوح در كتاب مستشرق ژول لابوم « 6 » : « تحليل آيات قرآن » ( پاريس Maisonneuve ، 1878 م . ) مشاهده مىكنيم و اين كتاب با وجود اين‌ها ، در اين صحنه كارهاى تحليلى كمترى دارد كه بسى دور از تمام و كمال است . « 7 » از اين‌رو ، بر ما لازم مىنمايد كه موضوع را دوباره بررسى كنيم و به پيروى از راه و روشى كه

--> ( 1 ) - Garcin De Tassy . ( 2 ) - Lefe ? ver ( 3 ) - Savary . ( 4 ) - Barthelemy S . Hilaire . ( 5 ) - Didier ( 6 ) - Jules la Beaume . ( 7 ) - جز اين‌كه وى آيات شريفه را تحت عناوين مترادف تكرار كرده است و با وجود اشتباهات مختلفى كه به ناچار ژول لابوم از روى ترجمهء كازيمرسكى ( Kasimirski ) استفاده كرده است و او به خاطر ناآشنايى به زبان عربى مرتكب شده است ، چون عناوينى كه در تلخيص آيات مطرح كرده با نصوص آيات سازگار نيست و احيانا معنى آن‌ها را وارونه كرده است ، و در بعضى از موارد شخص احساس مىكند كه قرآن به خودخواهى و سودجويى دعوت مىكند ، و براى افراد ، فريبكارى و خيانت و پيمان‌شكنى و جز اين‌ها را كه از شمارش بيرون است ، مباح دانسته است !