محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
620
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
آيا دليلى دارد كه همه چيز را مهمل بگذارد ؟ « 1 » در اين صورت حكماى ما در اظهارنظر و بحثهاى خودشان از بهترين ارزشها بهطور مطلق تا حدّ غير معقول پيش نرفتهاند . آيا اين مطلب بهواقع از امور تناقض اخلاقى نيست كه ما در انتظار بالاترين الگو ( مثل اعلا ) شرّ و بدى را به حال خود بگذاريم تا بدتر شود ؟ . ترديدى نيست كه از شجاعت و شهامت و مردانگى است كه ما چنانكه سزاوار است سختى گرسنگى را وقتى كه يك ضرورت اخلاقى يا طبيعى بر ما تحميل مىكند ، تحمّل كنيم ، و زيبا و مهم است كه انسان تجربهء عزوبت و بىهمسرى عفّت را مشاهده كند و اين بهتر است تا آنكه با وجود ازدواج به بداخلاقى دچار شود . به راستى قرآن كريم ما را به اين صلابت ، تحمّل و استقامت دعوت مىكند ، حتى در آياتى كه رخصت را بر ما ارزانى مىدارد . ولى براى خويشتندارى حدودى است كه خشونت و خودبزرگبينى را در پى دارد ، نمىگويم : ننگ و و بال را تنها شرع مردود مىشمارد و بس ، بلكه هر امرى بر خلاف اراده و رضاى خدا باشد ، نيز مردود شمرده است . سودمند است كه ببينيم اين سه نوع تفكّر در بخشهاى مختلف قرآنى چگونه در پى هم آمده است : 1 - اباحة ، 2 - سفارش به صبر و صلابت ، 3 - رعايت مداوم رفق و مدارا ، و اين هر سه در آيات شريفه آمده است : « فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ . » « 2 » . و مىگويد : « ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَ أَنْ
--> ( 1 ) - ر ك : المحاسبى ، كتاب الرّعايه : ص 169 ، مىگويد : ابليس « شما را به ترك به خاطر دورى از ريا دعوت مىكند و اگر فرمان نبردى ، به رياكارى مىخواند تا عملت را بىارزش كند و چون اطاعت نكردى و جواب ندادى ، به وسيلهء ترك عمل از ريا برحذر مىدارد ، مىگويد : تو رياكارى . عمل را ترك كن ، پس تو را اوّلا وادار به ترك عمل مىكند ، اگر به زنهار او پاسخ ندادى و خود را ايمن ساختى از وسوسهء او ، چون نمىدانستى كه مىخواهد تو را از ثواب عمل محروم كند ، زنهار او ضرر را به تو عرضه كرد و تو اخلاص در عمل را مىجستى ، ولى با ترك عمل اخلاصى براى خدا نورزيدى ، چون اخلاص به عمل و دورى از رياست كه عمل را بىريا و خالص براى خدا انجام دهى و اخلاص آن نيست كه عمل را ترك كنى ، ديگر عملى نيست تا خالص باشد . پس طالب اخلاص در عمل اگر عمل را به خاطر اخلاص ترك كند ، براى خدا اخلاص در عمل نداشته ، بلكه عملش را ترك كرده است ! ( 2 ) - بقره ( 2 ) آيههاى 184 ، 185 : بايد روزهاى ديگر را به جاى آن روزه بگيرند و كسانى كه با نهايت زحمت بايد روزه بگيرند ( مانند -