محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

580

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

قدرى محبّت خدا را در دل دارد كه اگر از خدا هم نمىترسيد ، نافرمانى او را نمىكرد . » « 1 » . اين ستايش مختصر معناى زيادى دارد ، زيرا اين ثنا و ستايش نشانه‌هاى اوّليه در پلّكان نردبانى ترسيم كرده كه بعدها بالا مىرود و به لطف علماى اخلاق اسلامى در آن درجات بالنده مىگردد . بنابراين ؛ حكيم ترمذى در كتاب خود « پرسش‌ها و پاسخ‌ها » به‌طور خاص اصرار بر احساس بزرگداشت و توقير در برابر عظمت خدا را دارد ، و نقش اين احساس فعّال را بزرگ مىشمارد ، نه تنها در برابر خصلت‌هاى بد ظاهرى و باطنى و بس ، بلكه هم‌چنين در برابر غفلت و فراموش‌كارى نفس ، و براى رسيدن مردم به اين هدف ، ترمذى مىگويد : « بندگان خدا در گسستن از وسوسه نيازمند خوف از خدايند ، نه خوف از عذاب و كيفر الهى ، بلكه خوف در برابر عظمت خدا تا بدان حد كه از وسوسه نفس جدا شوند . » « 2 » . موقعى كه يكى از شاگردان ترمذى از ناتوانى تمركز فكرى خود در اثناى نماز به وى شكايت مىكند ، حكيم به صورت رمز پاسخ مىدهد و به اختصار مىگويد : « چه مىگويى اگر منزلى ، با غرفه‌ها و قصرها و انواع موسيقىها و شادىها باشد و در آن ميان كه افراد ميان آن منزل در شادى و شادمانى و نشاط هستند ، ناگهان فردى وارد شود و بگويد : امير آمد ، آيا تمام آن صداها خاموش نمىشود و از بيم و هيبت آمدن امير ، آن افراد تمامى آن شادى و نشاطشان را فراموش نمىكنند ؟ گفت : چرا ، ترمذى مىگويد : اين سينه‌اى كه داراى انواع شادى و شادمانى است ، همين‌طور است ، با آنچه كه از حالات دنيا دريافت مىكند و به آرزوهايى كه مىرسد . دل به آنها خوشنود مىشود و آثارش در سينه پراكنده مىگردد و نفس حريص ، شاد مىشود و آن اتّفاقات در دل حاصل مىشود ، و چون دل به درگاه ملكوت راه مىيابد و عظمت ، جلال و كبريايى خدا را مشاهده مىكند ، همهء شهوات نفسانى از بين مىرود و پژمرده مىشود و دل خاضع و خاشع مىگردد . » « 3 » .

--> ( 1 ) - ر ك : الآحاد و المثانى : 1 / 239 ، حديث 311 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب : 1 / 234 ، حديث 896 ؛ حلية الأولياء : 1 / 177 ؛ صفوة الصّفوة : 1 / 383 ؛ كشف الخفاء : 2 / 428 ، حديث 2831 . ( 2 ) - ر ك : مسائل و اجوبتها : 268 ، از مجموع مسائل ترمذى ( مترجم عربى ) . ( 3 ) - ر ك : مسائل و اجوبتها : 276 ، از مجموع مسائل ترمذى . ( مترجم عربى )