محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

540

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

روانى ماست : « نبايد گمان ببريد كه هدف از پيشانى گذاشتن بر زمين ( و سجدهء شما ) از آن جهت كه ارتباطى بين پيشانى و زمين است ، بلكه از آن جهت است كه به حكم عادت باعث استوارى صفت فروتنى در دل مىشود ، زيرا كسى كه در خود تواضع را دريابد و هرگاه اعضا و جوارحش آرام گيرد و شكل و صورت اعضا نيز با شكل متواضعانهء آن ، تواضع را تأييد كند ، و كسى كه در دلش نسبت به يتيم احساس دلسوزى كند و دست نوازش بر سر يتيم بكشد و او را ببوسد ، رقّت قلبش را تثبيت كرده است . » ، و پيش از اين مىگويد : « و هرگاه اصل ميل به معرفت پيدا شود و به وسيلهء عمل به مقتضاى ميل و مواظبت بر آن تقويت گردد ؛ كه مواظبت بر مقتضاى صفات قلبى و ارادهء آن به وسيلهء عمل به منزلهء قوت و غذا براى آن صفت است تا آنجا كه آن صفت مىجوشد و بدان وسيله نيرو مىگيرد . . . ولى اگر خلاف مقتضاى ميلش عمل كند ، آن ميل ، ناتوان مىگردد و درهم مىشكند ، و چه‌بسا نابود شود و از بين برود ، بلكه آن شخصى كه به صورتى زيبا ( به‌طور مثال ) نگاه مىكند ، و به‌طور طبيعى ميل ضعيفى به سمت او پيدا مىكند ، اگر به دنبال آن ميل برود و به مقتضاى آن عمل كند و نگاهش را ادامه دهد و هم‌نشينى و معاشرت و گفتگو داشته باشد ، ميلش را تا آنجا تأكيد كرده كه جريان آن از اختيارش بيرون رود و ديگر نتواند از دست آن خلاص شود ، ولى اگر از ابتدا جلو نفس را بگيرد و بر خلاف ميلش عمل كند ، هر آينه مثل جلوگيرى از قوت و غذاى صفت ميل است و هرگز چنان حالتى تثبيت نمىشود ، مگر با مواظبت بر اعمال طاعت و بندگى و ترك گناهان به وسيلهء اعضا و جوارح ، زيرا بين اعضا و جوارح و بين قلب ، علاقه و ارتباطى است ، به حدّى كه هركدام از آنها از يكديگر اثرپذيرى دارند . بنابراين ؛ قلب و دل مقصود است و اعضا و جوارح ابزار رسانندهء به مقصود . » « 1 » . اين تحليل شتاب‌زده‌اى براى ارتباط و وابستگى بين عنصر درونى و عنصر بيرونى به مفهوم اسلامى ، و نقش هريك از آنها در هر نوع عمل اخلاقى تام و تمام بود ، و ما در خلال اين تحليل توانستيم شاهد نوعى حركت دورى باشيم ، كه ابتدا از مركز به سمت محيط پيش مىرود تا در شكل خير موضوعى تجلّى كند . و سپس از محيط دوباره به سمت مركز فرود آيد تا به خير شخصى مبدّل گردد .

--> ( 1 ) - ر ك : احياء العلوم الدين ، غزّالى 4 / 356 - 357 ، چاپ حلبى .