محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
539
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
رساند ، اعضاى بدن معطّل و دلفريفته خواهند ماند ، و در نتيجه اين پديدهء ظاهرى چه كفايتى روى جوارح دارد ! ولى هرگاه دل بىنياز باشد ، امّا اعضا و جوارح معطّل و بيكار ، با كمترين حركت از جانب دل اعضا و جوارح خير و نيكى فراوانى خواهند داشت . » « 1 » . اين بود آن جنبهاى كه در انجام خير موضوعى به عمل درونى مربوط مىشود ، بنابراين عمل باطنى تنها يك شرط ضرورى براى خير و نيكى نيست ، بلكه سبب مؤثّر به وسيلهء عمل ظاهرى است كه آن عمل ظاهرى جز يك مكمّل و انعكاس براى عمل درونى نمىباشد . علاوه بر اين ؛ اوامر قانون اخلاقى ، تنها هدفش اين نيست كه عدالت را در دنيا برقرار كند ، بلكه همينطور هدفش بالا بردن ارزش شخصيّت ما در حدّ بالاتر از اشياى زمينى و زندگى حيوانى است . و عمل درونى از جنبهء نگرش عمومى چيزى جز يك وسيله دور و سبب غير مباشر نيست . و از اين جنبهء نوين يا خود به ذات خويش هدف و غايت است ، و يا اينكه آخرين مرحله در سلسلهء سببيّت است . بنابراين به هدف نهايى اتّصال و ارتباط پيدا مىكند كه بدان وسيله هدف تكليف بهطور كامل تحقّق مىيابد . البتّه بيان اين موضوع به اين معنى نيست كه تلاش مادّى تنها در همين نقطه مورد نياز است ، ولى نقش آن تغيير مىكند و يا به عبارت دقيقتر : نقش آن دوگانه مىشود ؛ پس به جاى اينكه نتايج آن تنها به بيرون متمايل باشد ، همزمان به درون حلقه مىزند تا استعدادهاى فطرى ما را تقويت كند و بر اصالت بخشيدن آنها بيفزايد . آيا قرآن كريم تأكيد نكرده است كه نيكوكارى باعث آرامش روح است ، خداى تعالى مىفرمايد : « يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ . » « 2 » ، و انسان را پاك مىكند و بر ارزش او مىافزايد : « تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها . » « 3 » . و اين اثر همهء اعمال صالحه است ، همانطورى كه امام غزّالى گفته است . بنابراين ؛ هدف اساسى از اعمال نيك ، دگرگونسازى اوصاف روحى و
--> ( 1 ) - ر ك : ترمذى ، جواب المسائل : ص 195 - 196 ، مؤلّف كتاب خلاصهء مطلب را نقل به مضمون كرده است - ( مترجم عربى ) . ( 2 ) - بقره ( 2 ) آيهء 265 : و مثل كسانى كه اموال خود را براى خشنودى خدا و استوار كردن ( ملكات عالى انسانى ) در روح خود انفاق مىكنند . ( 3 ) - توبه ( 9 ) آيهء 13 : تو با اين كار آنها را پاك مىكنى و نموّ مىدهى .