محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

534

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

وظايف مربوط به ديگران ( و وظايف مربوط به خدا در نهايت امر چيزى جز وظايف مربوط به خود ما نيست ، زيراكه طاعت يا معصيت ما امكان ندارد كه چيزى از عظمت قداست الهى را بيفزايند و يا بكاهند ) . و چون در اينجا نوعى از همجوارى و نزديكى بين مفهوم نيّت و مفهوم وظيفهء شخصى وجود دارد ، همچنان كه ارتباط روشنى بين عمل ظاهرى و روابط اجتماعى ما وجود دارد ، پس قبل از هر چيزى ممكن است كه ما به نوعى از تقسيم خصايص و ويژگىها بپردازيم ، به اين ترتيب كه براى اين دو عامل درونى و بيرونى دو منطقهء متفاوت از مناطق تأثير را تعيين كنيم ، و از اينجا به يك ارزش برابر تقريبى براى نيّت و عمل برسيم ، هرچند كه اين ارزشيابى از دو ديدگاه مختلف متفاوت است : نيّت نقش خودش را در اثبات و استحكام طهارت قلب و شرافت نفس دارد و در يك كلمه در كمال ذات ايفا مىكند . و نتيجهء عمل نيز تأمين زندگى گوارا براى ديگر انسان‌ها و رشد و بالندگى آن است . اين روش نظرى چه‌بسا از دو جهت اشتباه باشد ، زيراكه از جهتى ما فراموش كرده‌ايم كه وظايف اجتماعىمان تنها منحصر در اعمال ظاهرى ما نيست ، چنان‌كه وظايف شخصى ما نيز محدود به اعمال درونى ما نيست : زيراكه موظّفيم همسايه‌هايمان را دوست داشته باشيم و به آنها حسد نورزيم ، و يا آنها را كوچك نشماريم و ما وظيفه داريم كه زندگى خودمان را پاس بداريم و وسايل زندگى روزانه‌مان را شرافتمندانه تأمين نماييم ، و هزينه‌هاى زندگىمان را عاقلانه توزيع كنيم ، بدون ولخرجى و اسراف و يا حرص و آز . . . و از سوى ديگر ، در اينجا ممكن است در مورد رابطهء مستحكمى كه بين نيّت و عمل در تمام شرايط ، و به مناسبت تمام وظايف ، هرچه باشد ، وظايف روحى يا جسمى كه ثابت كرديم ، مخالفت و انكارى پيش آيد . حقيقت مطلب آن است كه حتّى در وقتى كه براى خودمان مىكوشيم تا صفات اخلاقى خاصّى را بهبود بخشيم ، وظيفه داريم كه بين دو لحظهء متفاوت - لحظهء تصميم به شروع در آن امر مهم به لحاظ اين‌كه يك امر شرعى است ، و لحظهء قرار دادن تصميم در جاى تنفيذ و اجرا - را از هم تفكيك كنيم . ازاين‌رو ، صحيح نيست كه در هر نوع بررسى كاملى به نقش مثبت نيّت روى تقارن عنصر روحى با عنصر جسمى ، مقارنت جسم و جان ، طبق معمول بسنده شود ، بلكه بايد رابطهء بين ملكهء تصميم‌گيرى و بين قدرت بر تنفيذ را در هر دو جنبهء درونى و بيرونى ، در نظر بگيريم . و هرچه جريان مربوط به تقارن عمل قلبى و حركت بدنى باشد ، بىترديد اخلاق اسلامى