محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

521

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

يا منفى به آن بدهيم . توضيح آنكه از سويى اگر ما به دقّت تعبير پاىبند باشيم و اين تفكّر را داريم كه مىگوييم نيّت خوب در ذات خود ، خير اخلاقى « خير مطلق بدون هيچ قيد و شرط » ، « تنها خير در اين عالم و در ماوراى اين عالم » « 1 » است ، و به‌طور منطقى اين عقيده نه تنها ما را به مجاز دانستن تمام خطاها و گمراهىهايى مىكشاند كه در دل ما پيدا مىشود ، بلكه ما را وادار مىكند تا از آن‌ها ارزش‌هاى مطلق و نمونه‌هاى كاملى از نمونه‌هاى فضيلت بسازيم . و چون بحث خفيفى وجود دارد كه ما اميدواريم اين حالات را به عنوان « اعمال مخالف وظيفه » نپذيريم ، آن كارى را كه كانت اندكى بعد از اين مىخواهد انجام دهد ، زيرا حالاتى كه به‌طور مشخّص ذكر شد ، صاحبش آنها را مطابق با قانون مىداند . اگر براى شخصى معلوم شد كه خارج از محدودهء نيّت مىخواهد برطبق اساس قانون عمل كند ، چنان‌كه در ذات قانون است ، در اين صورت هرگز جريان به ويرانى راه عملى را كه او رفته است ، نمىانجامد . به‌طورى كه وى با اين روش از اصل ارزش مطلق ارادهء پاكش كه آن را به مانند يك اصل و اساس در نظر گرفته ، برگردد . اين از يك‌سو ، و از سوى ديگر اگر ما فرض كنيم كه جهت‌گيرىهاى درونى ما از دگرگون ساختن هر چيزى در طبيعت عمل ناتوان است ، بنابراين بيشتر ذهنيّت‌هاى ما گناه و مهم‌ترين نيّت‌هاى ما تيره و سياه خواهد بود ! كه سزاوار است در زمينهء اخلاقى پذيرفته باشد ، چنان‌كه بيشترين اين نيّت‌ها به استناد انگيزه‌هاى پاك با يك شرط پذيرفته است و آن شرط اين است كه مادّهء عمل بدون هيچ مأخذى در نظر شريعت روشن باشد . و هم‌چنين ما از پاسخ آرى يا خير به‌طور قاطع عاجزيم . بنابراين ؛ اين مشكل ما را در برابر تنگنايى قرار مىدهد كه رسيدن به راه حلّ اين مشكل براى ما بسى دشوار مىنمايد . باوجود اين ؛ محقّقا اين مشكل دوسويه وابستگى روشنى با خواستهء مطلق بيش از حد دارد و آن خواسته‌اى است كه كمترين عكس العملى در دل‌هاى پاك از آن پيدا نمىشود . و حقيقت مطلب اين است كه ما در موازين اخلاقيمان نمىتوانيم كه چنين مقرّر كنيم كه عقايد باطنى هيچ تأثيرى در اعمال ظاهرى ما ندارد ، ولى در اين راه تا حدّ الغاى ارزش اين اعمال هم

--> ( 1 ) - ر ك : Kant , Fondements . . . , lere phrase de la 1 ere section