محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
50
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
بارى و به دنبال شكست اخلاقى در پوشش وسايل سياسى و يا تكنولوژى ، در هر زمانى پديد مىآيد . البتّه ، آثار آن شكست اخلاقى در دل اين امّت همچنان خواهد ماند ، حتّى اگر بعدها بزرگترين پيروزى بر تجاوزگران نيز تحقّق يابد . و چقدر مغلوب ساختن آنها محال و يا بعيد مىنمايد ! ولى ترديدى نيست كه بعضى شكستهاى تاريخى امورى هستند كه در دل خود ، عناصر جابجايى و دگرگونى را دارند ؛ آنگاه كه روى وجدان تودهها فشار آورند و آنها را به سمت پيروزى حركت دهند و اين نوع شكستها شكست سازنده است كه محال است حافظهء تاريخ آنها را فراموش كند . بياييد حجم مشكل اخلاقىمان را در جامعهء نوين خود مورد بررسى و مطالعه قرار دهيم : به راستى كه شكست ( 1967 م . ) زلزلهاى بود كه به همراه خود ارزشهاى زيادى را در خاطر مردم زنده كرد . با وجود مقاصد فريبكارانه كه مىكوشند تا آثار آن را بپوشانند و فضا را از پيآمدهاى ناراحتكنندهء آن خالى كنند ، و به گمان قوى بلكه به ضرورت بايد به آن شكست از جهت تربيتى و اخلاقى نگريسته شود ؛ چه ، بهطور يقين آن شكست تازيانهاى از تازيانههاى مقدّرات بود كه بر پشت افراد بىبندوبار ، مردمان تنبل و كسانى فرود آمد كه در اطراف سرزمين عربى پراكنده بودند و آنان را به صحنههاى نوگرايى و مكتبهاى دگرگونى مىكشاند . ولى آنچه فرض شد ، چيزى است و واقعيّت چيز ديگر . امّا واقعيّت اين است كه طمعورزى دزدان و ربودن اموال مردم شدّت يافته بود . و رشوه گيران چشم به بالا بردن ضريب رشوه بر تودهء مردم دوخته بودند ، بلكه امّت اسلامى هر روز شاهد پيدا شدن طبقهء جديدى بود كه به اردوى رشوهگيران افزوده مىشد و نيرو و نفوذشان افزونتر مىگرديد . و رفاهطلبان و نازپروردهها ، چهارنعل رو به شهوات آورده و غرق در فراهم آوردن عوامل نابودى بودند . يعنى - به گفته مثل ( ضرب المثل ) مردمى - : عيار و ملاك از دست دررفته بود ! و بهترين نمونهاى كه از شكل بىبندوبارى اجتماعى را كه بر اجتماعات عربى سايه افكنده بود ، و مىتوان به خواننده ارائه داد ، اين است كه به همراه او جرائمى را بررسى كنيم كه آثار و نتايج آنها پياپى آشكار مىشود و شمار آنها مرتّب افزايش مىيابد .