محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

49

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

شايد كسى بگويد : شما چطور اين‌ها را خرابى مىدانيد ؛ در صورتى كه ما جز پيشرفت و آبادانى در تمام صحنه‌هاى اروپا و آمريكا چيزى نمىبينيم ؟ واقع مطلب اين است كه جنب‌وجوش اجتماعى در اين دو قارّه ، در جهت مادّى متمركز شده كه برترين امكانات زندگى را از خوردنى ، نوشيدنى ، مسكن ، رعايت بهداشت ، خدمات و ساير خوشىها را فراهم آورد ، تا آنجا كه از اين جهت الگوى برتر براى هر نوع تعيين خطّمشى نهضت و حركت در هر كشورى شده است . امّا از جنبهء اخلاقى تفاوت زيادى دارد ، به حدّى كه هيچ‌كس نمىتواند تصوّر كند كه كوچكترين پيشرفتى در راه اصلاح جنبهء اخلاقى كرده باشد ؛ به‌ويژه پس از آنكه كار تمام ابعاد زندگى را به فرمان مغزهاى الكترونى واگذار كرده است تا اين دستگاه‌ها امرونهى كنند و چيزى را ببخشند و يا بازدارند ! به راستى ، زندگى مجموعه‌اى از اعداد و ارقام و روابط رياضى شد ، تهى از هر نوع ارزش انسانى ! ممكن است اين مطلب را به‌طور قطع و يقين بپذيريم كه حجم مشكل اخلاقى براساس محور تمدّن غربى بسى بزرگتر از توان اصلاحگران و قدرت رودررو شدن آنان با اين مشكل است . چه‌بسا به اين خاطر كه طبيعت تمدّن غربى در ذات خود يك طبيعت مادّى است . از اين رو ، دشوار است كه براى اخلاق در چنين تمدّنى جايگاهى يافت ، در جهانى كه همه چيز را با معيار مادّى مىسنجد ، و محققا ابزار گنگ نه چيزى مىفهمد و نه از چيزى اثر مىپذيرد ، همهء اين‌ها همچون اعداد و ارقام معدهء آن را پر كرده است . امّا ما در سرزمين اسلامى و عربى هستيم ، و همواره در پيشگيرى از خطر استوارتريم و در اين بحث كوشش خواهيم كرد تا مشكلات اجتماعى و سياسى را از طريق درك مفهوم اخلاقى حل نماييم و اين تلاش و كوشش ما با واقعيّت زندگى و ميراث بازمانده از پيشينيانمان ، تناسب دارد . بلكه آنچه از شكست سال ( 1967 م . ) در برابر نيروهاى صهيونيسم جهانى بر سر امّت عربى آمد ، - پيش از گفتگوى از مهارت‌ها و فنون تكنولوژى - ضرورت توجّه بيشتر به اين حلّ اخلاقى را ايجاب مىكند . با اين توضيح كه براى توده‌ها به اثبات رسيد كه اين شكست در نتيجه بىبند و