محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

40

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

اعمالمان قرار مىدهد ، چيست ؟ آن شرط ، خلوص بىقيد و شرط است به‌گونه‌اى كه تنها هدف عمل درخواست رضاى خدا باشد . به راستى كه ما دراين‌باره تعبيرى پيدا نمىكنيم كه علاقهء شديد ما را نسبت به آن نتايج و اهداف سودمند - حتّى از نوع تعبيرات مشروع - به خوبى برساند . بنابراين ، اگر تصرّفات حكيمانه غايت ذاتى دارد و هدف نهايى همان ذات است ، پس اخلاص نسبت به ديگران چيزى جز اضافه‌ها « 1 » - غير قائم به ذات خود - نخواهد بود . بنابراين ، تنها عمل در ارتباط با مبدأ اوّل معنا مىدهد ؛ يعنى عمل فقط به خاطر رضاى خدا ارزشمند است . آخرين مبحثى را كه نويسنده در فصل پنجم اين كتاب مطرح كرده است ، عبارت است از تحليل مفهوم كوشش و تلاش انسانى ، كه قرآن كريم به آن فرمان مىدهد ، و درجه و ميزان اين كوشش است كه ارزش آن را در فراهم آوردن اجر و ثواب تعيين مىكند . نويسنده از طرفى ، ارتباط بين تلاش و كوشش و انگيزش درونى را و از سويى رابطهء بين كوشش و تلاش و روح بازشناسى خير و شرّ را مطرح كرده و توضيح داده است كه قرآن كريم بين هريك از اين دو طرف مخالف ، توازن برقرار كرده و ميان آنها چنان آميختگى و تركيبى به وجود آورده است كه كمال و حكمت را در خود جمع كرده است . و مخالف با انديشه گروه تندروى است كه انگيزهء درونى را در فعل اخلاقى قبول ندارند و به سلوك و رفتار هيچ بهايى نمىدهند مگر اين كه نتيجه كوشش و تلاش و يا محصول آن رنج و زحمت زيادى باشد . بنابراين ، اگر آنچه اين گروه ادّعا مىكنند ، درست باشد ؛ پس شخصى كه خود را از شهوات نفسانى آزاد كرده ، به خاطر كارهاى خيرخواهانه‌اى كه به اين آزادى مربوط مىشود ، هيچ اجر و ثوابى به دست نمىآورد و جز آن هنگامى كه طعمهء انفعال‌هايى شود كه بر او تسلّط يافته و به خاطر پيروزى بر آن مبارزه كند ، استحقاق هيچ‌گونه اجر و پاداشى را ندارد ؛ يعنى صرفا كوشش به خاطر پيروزى ارزشمند است و اخلاقى شمرده مىشود . به عبارت ديگر ، هرچه ما در انگيزش درونى نسبت به كار نيك به آن الگوى برتر « مثال اعلى » نزديكتر شويم ، عمل ما بخشى از ارزش خود را از دست داده است ! بديهى است كه اين نظريّه با هر منطقى منافات دارد ؛ زيرا برطبق اين نگرش ، شخص شرورى كه تلاش مىكند تا از خواسته‌هاى شرارت‌آميزش نجات يابد ، در مرتبهء بالاترى از نردبان اخلاقى

--> ( 1 ) - بديهى است ، اضافه در اينجا از نوع اضافهء مقولى نيست كه هريك از طرفين مضاف و مضاف اليه وجود استقلالى داشته باشند ، بلكه اضافهء اشراقى و از نوع ظلّ و ذى ظلّ يا بهتر بگوييم مضاف عين الرّبط به مضاف اليه است - م .