محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
41
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
قرار دارد تا آن قدّيسى كه به سهولت و آسانى با فضيلت سروكار دارد و بدون كوشش زيادى همراه با فضيلت است ! براستى كه افتادن در چنين تناقضى ، پرده از روى عقيدهء خطاى كسانى بر مىدارد كه معتقدند زندگى اخلاقى بايد جنگ و نبردى باشد كه هيچگونه نرمش و مدارا در آن وجود نداشته باشد . به دليل تعارض نهفته در انسان ؛ انسانى كه برخى او را طبعا شرور دانسته و ناتوان از اينكه خود را از دست اين طبيعت شرور نجات دهد ، ( و به نظر اينها ) قداست ، يك تفكّر وهمى است و هيچ جايى در روى زمين ندارد ! البتّه ، موضع قرآن كريم نسبت به اين مسئله و با اين موضع سرسخت ناهنجار كاملا متفاوت است و افق نگرش بسيار گستردهاى را با بيشترين خوشبينى و اميد به آينده دارد . همواره ، شمارى از بندگان خدا وجود دارند كه خداوند آنان را براى كار خير برگزيده است ، و برخى از ايشان هميشه و با گذشت زمان ، برقرار خواهند بود . اين گروه بندگان برگزيده ، آنچه را خداوند از سجاياى فطرى در آنها به وديعت نهاده ، جبلّى آنها شده است ؛ علاوه بر معرفت حقيقى و سروكارى كه با فضيلت دارند . و آنان همواره با اخلاص و از روى ميل باطنى به سوى كار خير مىشتابند . و اين سخن نارواست كه بگوييم اينان هيچ كوششى را مبذول نمىدارند تا مستحق اجر و پاداش باشند ؛ بلكه آن كوششى را كه اينان مبذول مىدارند ، به جاى اينكه به سمت و سوى پيروزى بر شر جهتگيرى كند ، به ساختار اخلاقى توجّه مىكند ؛ يعنى رو به سوى افزايش مصالح جديد براى ساختن كاخ فضيلت مىآورد . البتّه ، ما انكار نمىكنيم كه اين صفت برگزيدهء ممتاز اندك است ؛ جز اينكه هركسى مقدارى از اين شهامت و هوشمندى را دارد ، هرچند در شكل متفاوت است . و انسان اين سجاياى پاكيزه را در وجود خويش نمىآفريند ، بلكه با استعداد آغازينى كه دارد ، آنها را از دست آفريدگار مىگيرد و همواره با مبارزه و تلاش ، آنها را رشد مىدهد يا به دليل مقاومت نيروى شر و يا به منظور درهم شكستن جمود مادّه و ركود زندگى معمولى . و اين نوع آخر از مبارزه ، كار شخصيّتهاى بزرگ اخلاقى است كه تلاش آنان در ذات خود به دنبال ميل قلبى ، بهرهء زيادى را نصيب ايشان مىكند و در حقيقت مبارزه با ايستايى در يك اندازهء معيّن و صعود بيشتر به وسيلهء عمل اخلاقى است . همچنين ، مىبينيم كه هماهنگى بين كوشش و تلاش و انگيزش باطنى امكانپذير است ، و نيز