محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

39

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

اخلاقى بر ما ديكته مىكند ، تسليم باشيم يا متمرّد ، مىيابيم كه ملكات والاى ما رشد مىكند يا اين‌كه رو به انحطاط مىرود . البتّه ، مقصود اين نيست كه سروكار با نيكى تنها دل را صفا مىدهد و اراده و تصميم انسان را تقويت مىكند ، بلكه واكنش آن روى ملكهء ذهنى نيز انعكاس دارد . و برعكس آن ، مىبينيم كه اطاعت بىقيد و شرط از خواسته‌هاى نفسانى ، دل را كور و عقل و خرد را از دريافت حقيقت بازمىدارد . و خلاصه سخن اين‌كه ، جزاى اخلاقى استحقاقى به نوعى از ارزشيابى ذاتى منتهى مىشود و سرانجام يا به ارزش آدمى افزوده مىگردد و يا از قدر آن مىكاهد . و هرگاه انسان آزادانه كارى را انجام مىدهد ، بدين معناست كه اين عمل او برخاسته از تمام هستى او ، از جسم و روح اوست . رابطهء محكم و عمل متقابل ميان اين دو عنصر - جسم و روح - بر كسى پوشيده نيست . از اين‌رو ، عدالت اقتضا مىكند كه انسان هم پاداش كيفر حسّى ( جسمى ) را ببيند و هم روحى . « 1 » و ما قانون طبيعت را مىبينيم كه مجازات را در برابر كار نيك و بد به‌طور مناسب تقسيم مىكند : پاداش مبارزه ، پيروزى است و ميانه‌روى و اعتدال مزاج ، سلامتى و تندرستى است ؛ امّا پليدى و رذالت نتايج زيان‌بخش جسمى و عقلى را در پى دارد . با اين تفاوت كه مجازات‌هاى طبيعى در اين دنيا ناقص بوده و فراگير و كامل نيست . از اين‌روست كه عدالت خداوندى از راه محاسبهء دقيق در آخرت ، عهده‌دار كامل ساختن اين نقص است . اكنون بايد دربارهء موضع قرآن كريم نسبت به عمل انسان و معيار حكم قرآن در آن باره ، نگرشى داشته باشيم . براستى كه موضع قرآن كريم دراين‌باره بسيار روشن و كاملا مشخّص است . آنچه از ديدگاه قرآن مهم است ، اجراى مادّى و فيزيكى عمل نيست ؛ بلكه آن نيّتى است كه در پشت عمل نهفته است . نويسندهء كتاب ، موضوع « نيّت و انگيزه‌هاى عمل » را در فصل چهارم مطرح مىكند و در كنار انتخاب موضوع مباشر عمل ، انتخاب هدف دورى نيز وجود دارد ، و در سايهء حسن انتخاب اين هدف ، نيّت پاك به مفهوم اخلاقى صرف آن نيز تحقّق مىيابد . حال آن مبدأ و الا و انگيزهء اصلى كه قرآن كريم آن را همچون شرطى براى داورى دربارهء ارزش

--> ( 1 ) - اين همان عقيدهء شيعه و اعتقاد به معاد روحى و جسمى است كه متكلّمان شيعه سخت بر آن پافشارى مىكنند . به مقصد ششم از « تجريد الاعتقاد » خواجه نصير الدّين طوسى و همچنين شرح آن « كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد » از علّامه حلّى و ديگر كتاب‌هاى كلامى شيعه مراجعه شود - م .