محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

368

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

آيات شريفه‌اى كه هم‌اكنون بدان‌ها گزينشى مراجعه مىكنيم ، از اين شرط دوجانبه پاسخ مىدهد ، و اين آيات كامل‌ترين سهم ، و بيشترين تجرّد و بركنارى و پاكى از غرض را در روش تبليغ قرآنى دارند ؛ در اين آيات اصرار بر انگيزهء اخلاقى ، با وسايل اخلاقى و به خاطر هدف‌هاى اخلاقى وجود دارد ، بلكه اين عبارات اشاره ندارد به آنچه در جاهاى ديگر مىبينيم كه باطل و شرّ مىروند و به نابودى مىانجامند و حق و نيكى مىمانند و نتايج و ثمرات ماندگار دارند ، و از بين رفتنى نيستند ؛ و چنان‌كه اين مطالب در اين آيهء شريفه به صورت رمز آمده است : « كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ . » « 1 » ، و اين آيه : « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ . تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ . » « 2 » . به راستى كه در اينجا به‌طور اساسى توجّه به صفات ذاتى ويژه به عمل آمده است . و اگر نبود كه ما به‌طور دقيق گزينش كرديم ، مىتوانستيم ستون اسناد خودمان را طولانىتر نماييم ، و از اين‌رو ؛ اوّلا ما خودمان را ملزم كرديم كه از قرآن جز آنچه را كه مربوط به آموزش قرآنى به معناى دقيق كلمه است ، انتخاب نكنيم ، به اين معنى كه جداى از تعليمات پيش از آن و آنچه در آن نقل شده است « 3 » . وانگهى ؛ ما توقّف نكنيم ، مگر در عباراتى كه در نظر ما كمترين كتمان و يا

--> ( 1 ) - رعد ( 13 ) آيهء 17 : اين‌گونه خداوند براى حق و باطل مثال مىزند ، امّا كف‌ها ( ى بلندآواز و ميان‌تهى ) به كنار مىروند ، و آبى كه براى مردم مفيد و سودمند است ، در زمين مىماند . اين‌چنين خداوند مثال‌هايى مىزند . ( قابل ذكر است كه بسيارى از مباحث علمى را وقتى كه با مثال آميخته مىكنند ، براى تودهء مردم قابل فهم‌تر مىشود . - م . ) ( 2 ) - ابراهيم ( 14 ) آيه‌هاى 24 - 26 : آيا نديدى چگونه خدا مثالى براى كلام پاكيزه زده و آن را به شجرهء طيّبه و پاك تشبيه كرده است ، اصل و ريشهء آن ثابت و مستحكم ، و شاخه‌هايش در آسمان است . در هر زمان ميوهء خود را مىدهد ، به اذن پروردگارش ( و طبق يك سنّت الهى ) . ( آرى ) خداوند براى مردم مثال‌هايى مىزند ، شايد متذكّر شوند . ( امّا ) مثل كلمهء خبيثه و ناپاك ، همانند درخت خبيث و ناپاك و بىريشه است كه از روى زمين كنده شده ( و در برابر طوفان‌ها هر روز به گوشه‌اى پرتاب مىشود و ) قرار و ثباتى براى آن نيست . ( 3 ) - بايد در حاشيهء اين سخن خاطرنشان كنيم كه قرآن از طرح آنچه قبلا وحى شده ، به آوا و نغمهء پاكيزه‌اش بسنده نمىكند ، بلكه آنها وحيى است كه قرآن خود مدّعى نيست ، مگر اين‌كه آنها را تصديق دارد و مكمّل آنهاست .