محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

367

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

الف - انگيزه‌هاى درونى منظور ما از عبارت ( انگيزه‌هاى درونى ) در اصل تكليف از نظر عقلى مراجعه كردن به ارزش اخلاقى است كه با اين تكليف ارتباط دارد ، و اين يك ارزش مثبت است درحالىكه هم به فرمان و دستور الهى دلالت مىكند و هم بر عمل به آن ، و يك ارزش سلبى است ، درحالىكه به نهى الهى و يا بر معصيتى دلالت دارد . اين ارزش هم‌چون حق و باطل ، و عدل و ظلم در ذات خود يك ارزش موضوعى است ، و يا يك ارزش ذاتى ، مانند بصيرت قلبى و كوردلى ، و پاكى دل و آلودگى آن است . از نظر ما سه نمونهء ممكن براى ارتباط بين ارزش و موضوع وجود دارد ، و هرگز دشوار نيست كه در عمل بر جنبه‌اى كه به هركدام از آن‌ها برمىگردد ، آگاهى پيدا كنيم ؛ در بين اسنادى كه تحت اين عنوان آنها را گرد خواهيم آورد ، به اين ترتيب يا موضوع اين ارزش را از طبيعت ويژه‌اى مىگيرد ، و يا اين‌كه از حالت قبلى به عنوان اثرى از آن و يا حالت بعدى به عنوان يك سبب آن نگاه مىدارد . به عبارت ديگر ، ما موضوع را اندازه‌گيرى مىكنيم و مبلغ معيّنى را براى آن اختصاص مىدهيم ، چه اين بدان جهت باشد كه داراى ارزشى است كه به معناى خاصّ آن ارتباط دارد و يا به سبب ارزش‌هايى باشد كه در وقتى كه اصل آن را يادآور مىشويم ، آن ارزش‌ها را منعكس مىكند ، و يا به خاطر ارزش‌هايى است كه همراه دارد و آنها را تحقّق مىبخشد . واقعيّت مطلب آن است كه ما به طفيل تحليلى كه در دو جنبهء ژرفا و امتداد داريم ، مىتوانيم در مورد ارزش يك عمل يا يك قاعده ، يا موضع‌گيرى و يا نظريّه‌اى قضاوت كنيم ، بنابراين ؛ گاهى چيزى را در حالت ثابت و در معناى مشخّص آن ، و گاهى به‌طور عمودى در مجراى رشد و پيدايش آن مىنگريم و گاهى نزولى به آثار نزديك و يا دور آن مىنگريم ، و چون هدف ما اينجا در تمام حالات رسيدن به حكم اخلاقى است ، پس بايد از جهتى ارزش درخواستى عين آن صفت را داشته باشد و از سوى ديگر ، بايد ارتباط آن با موضوع به صورت يك رابطهء طبيعى جلوه‌گر باشد ، و شايد بگوييم : از نظر تحليلى ، نه آن رابطهء اصطلاحى كه قانون‌گذارى پيشنهاد مىكند .