محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

36

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

تأكيد و تأييد قرار داده است . بنابراين ، فرد مسئول برحسب شريعت قرآنى « شخص بالغ عاقلى است كه قوانين دينى مربوط به تكاليف به وى رسيده باشد » . چنين كسى ، مسئول كارهاى خاصّ عقلانى و ارادى خويش است و كارهايى كه نيّت قلبى و ارادهء شخص براى انجام آن لازم است . و در اين صورت ، آنجا كه پاى مسئوليت در ميان است ، مجالى براى ارزشيابى عمل يا پاداش آن از انسانى به انسان ديگر نيست و مسئوليّت يك امر موروثى و يا جمعى نيست ؛ بدين معنى كه جامعه نمىتواند مسئول كارهايى باشد كه يكى از اعضاى آن مرتكب مىشود بدون اين‌كه در آن كارها به نحوى دخالت داشته باشد . با اين همه ، هر شهروند كه در يك اجتماع زندگى مىكند ؛ بخشى از مسئوليّت را كه در وجود برخى از افراد شرور اجتماعى است ، بر عهده دارد . و اين مسئوليّت بر دخالت مثبت جامعه در پيدايش اين افراد شرور يا الگوهاى بدى محدود نمىشود ، بلكه دامنهء مسئوليّت فرد گسترش مىيابد تا آن حالتى كه افراد شرور را به حال خود واگذارند ، بدون اين‌كه از شرارت آنها جلوگيرى شود و يا دست‌كم او را رسوا كرده و از عمل او اظهار نارضايتى نمايند . بنابراين ، بىمبالاتى اجتماعى در جرم داشتن ، برابر با ارتكاب عمل است و خوددارى از اعلام نظر در مورد يك عمل مخالف شرع ، خود نوعى از مشاركت در مخالفت به شمار مىآيد . جز اين‌كه مسئوليّت ، فرع بر اين است كه قدرت انجام كار و يا خوددارى از كارى باشد . و اين جاست كه سؤال مهمّى پيش مىآيد : آيا ارادهء انسان به راستى شامل آزادى اختيار مىشود يا نه ؟ البتّه ما نياز نداريم به جدلى بپردازيم كه مكتب‌هاى مختلف پيرامون اين موضوع مطرح كرده‌اند و در اين فرصت كافى است كه حقيقتى را بدون هيچ‌گونه مجادله توضيح دهيم و آن حقيقت اين است كه هر انسان عاقلى همواره مسئول اعمال ارادى خويش است و اساس مسئوليّتش را نيز همان آزادى مقرّر وى تشكيل مىدهد . فيلسوف معروف « كانت » ، بهترين تعبير را دربارهء اين انديشه نموده است ، آنجا كه در كتاب خويش : « اركان متافيزيكى اخلاق » مىگويد : « محال است كه ما بتوانيم عقلى را در كاملترين حالات ادراكىاش تصوّر كنيم كه آن دربارهء احكامش از خارج ، توجيهى دريافت كرده باشد . . . بنابراين ، ارادهء موجود عاقل ، به معناى واقعى ارادهء ويژهء وى نيست ؛ مگر اين‌كه زير لواى انديشهء آزادى بدان دست يافته باشد . » در صورتى كه ما اين انديشه را در قرآن با وضوح بيشترى مىيابيم : در طبيعت داخلى يا