محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

339

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

لِنَفْسِهِ . » « 1 » ، و « وَ مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ . » « 2 » . پس ما بايد اين دو نظريّه را با حقيقت نسبى آنها در كنار هم قرار دهيم تا به حقيقت مطلقى برسيم ، زيرا انسان به خاطر اجراى فرمان شرع يعنى عبادت خدا به وجود آمده است و از طرفى چون شرع به خاطر انسان ايجاد شده است ، بنابراين ؛ پس انسان در حقيقت براى خودش به وجود آمده است . و شريعت يك هدف است ، البتّه نه هدف نهايى ، زيراكه شرع جز يك حدّ وسط و حدّ اعتدال بين انسان در وضع موجود - همچنان كه يك پديدهء ناظر بر حيات اخلاقى انسان و وسيلهء نيرومندى براى كمال اوست - و بين انسان چنان‌كه بايد در قبضهء فضيلت كامل باشد . چيز ديگرى نيست . به اين معنا كه شرع مقدّس حدّ وسطى است ، بين انسان معمولى و انسان مقدّس و روحانى ؛ بين يك سرباز و يك قهرمان . آرى ، شرع بسيار شبيه به يك پل ميان دو نهر آب است كه ما نقطهء آغاز و پايان آنيم و يا هم‌چون نردبانى است كه پايه‌هايش روى زمين قرار گرفته است ، ولى به كسانى كه بخواهند بالا روند ، وعده مىدهد كه آنها را به آسمان مىبرد . و مطابق پرتوى از قرآن ، صورت ديناميكى انسان بسى بالاتر از شكل ساكن و ميكانيكى آن است ؛ قرآن كريم درد و رمز مشهور ، حق و باطل را به دو درخت تشبيه مىكند و مىگويد : « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ . » « 3 » . اين تشبيه بر صدق و كذب دو نوع عمل تطبيق مىكند ، همان‌طور كه بر صدق و كذب دو نگرش نيز قابل تطبيق است ، بنابراين فضيلت تأثيرگذار يك درخت سرسبز سودمندى است كه ارزش ما را رشد مىدهد و ما را از

--> ( 1 ) - عنكبوت ( 29 ) آيهء 6 : هركسى جهاد و تلاش و كوششى كند ( و مشكلات و مصائبى را تحمّل نمايد ) ، در حقيقت براى خود جهاد كرده است . ( 2 ) - فاطر ( 35 ) آيهء 18 : و هركسى پاكى ( و تقوا ) پيشه كند ، نتيجهء آن به خودش بازمىگردد . ( 3 ) - ابراهيم ( 14 ) آيه‌هاى 24 - 26 : آيا نديدى چگونه خداوند مثالى براى كلام پاكيزه زده است و آن را به شجرهء طيّبه و پاكى تشبيه كرده كه اصل و ريشهء آن ثابت و مستحكم است و شاخه‌هايش در آسمان ، ميوهء خود را مىدهد . در هر زمان ( كه دست به سوى آن دراز كنى نااميد برنمىگردى ) و به اذن پروردگارش ( يعنى مطابق سنّت الهى ) ، ( آرى ) خداوند براى مردم مثال‌هايى مىزند ، شايد متذكّر شوند . و مثل كلمهء خبيثه و ناپاك ، همانند درخت خبيث و ناپاك و بىريشه است كه از روى زمين كنده شده ( و در برابر طوفان‌ها هر زمان به گوشه‌اى پرتاب مىشود ) ، قرار و ثباتى براى آنها نيست .