محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
332
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
فورى و پس از اندكى ، توبه مىكنند : « إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ . » « 1 » و « وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ . » « 2 » ، و حقيقت اين است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين نصّ قرآنى را بهگونهاى تفسير مىكند كه زمان توبه با مدّت زمان زندگى و زمان حيات موافق باشد ، از اينرو مىفرمايد : « خداى عزّ و جل توبهء بنده را مىپذيرد تا وقتى كه با مرگ دست و پنجه نرم نكند . » « 3 » ولى چون مدّت زمان زندگى براى ما مجهول است و اكثر اوقات ناگهانى و در حالى اتّفاق مىافتد كه سرگرم و فريفتهء دنيا هستيم ، بنابراين ؛ از عقل و حكمت است كه ما به استقبال آن ساعت برويم ، به اين معنى كه همواره آمادهء سفر باشيم و همچنان حساب آن روز را در نظر بگيريم ، و امام غزالى در آن باره مىگويد : « وقتى كه بندهاى مرتكب گناهى مىشود ، گناه وى نقد و حاضر است ، ولى توبهاش نسيه ، همين خود از نشانههاى خوارى و مذلّت است . » « 4 » ما مىگوييم : توبه مجازات اصلاحى است ، ولى چگونه مىتوانيم تصوّر كنيم كه يك موضعگيرى بعدى مىتواند موضع گذشته را اصلاح كند ؟ البتّه هر چيزى نياز به تعريفى دارد كه ما به كلمات و الفاظ اين تعريف را دادهايم ، بنابراين واژهء « يتوب » به معناى اين است كه شخص به خاطر عمل بدى كه مرتكب شده ، تأسّف مىخورد و تصميم دارد كه دوباره آن كار را انجام ندهد ، و بديهى است كه اين مقدار براى از بين بردن آثار عملى كه مرتكب شده ، كافى نيست و بر اين اساس توبه به اين معنى وظيفهء اصلاحى خودش را از نظر اخلاق اسلامى ، انجام نداده است . بنابراين در اين اخلاق ، هدف از توبه در واقع ، موضعگيرى
--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 17 : پذيرش توبه تنها از سوى خدا براى كسانى است كه كار بدى ( گناهى ) را از روى جهالت انجام مىدهند ، سپس به زودى توبه مىكنند . ( 2 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 135 : و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند يا به خود ستم كنند ، به ياد خدا مىافتند و براى گناهان خود طلب آمرزش مىكنند . ( 3 ) - ر ك : شرح نووى بر صحيح مسلم : 2 / 45 ؛ بحار الأنوار : 6 / 16 و 78 / 240 ؛ نيل الأوطار : 7 / 210 ؛ كشف الخفاء : 1 / 288 ؛ ميزان الإعتدال : 4 / 265 ؛ شعب الإيمان : 5 / 396 ؛ فتح البارى : 11 / 353 ؛ مجمع الزّوائد : 10 / 197 ؛ حلية الأولياء : 5 / 190 ؛ تفسير قرطبى : 4 / 131 ؛ تفسير ابن كثير : 4 / 91 ؛ صحيح ابن حبان : 2 / 395 ؛ سنن ابن ماجه : 2 / 1420 ؛ حديث 4253 ؛ مصباح الزّجاجه : 4 / 249 ؛ موارد الظّمآن : 1 / 607 ؛ حديث 2449 . ( 4 ) - ر ك : احياء علوم الدّين غزالى : 4 / 45 .