محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

330

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

ثوابى است كه رفتار ما آن را مىطلبد ، بلكه در عوض در آن حالات روانى بيان و تعريفى راجع به ايمان اخلاقى مىديد ، احمد بن حنبل در مسند خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه فرمود : « هرگاه عمل بدت تو را ناراحت كرد و كار نيكت تو را خوشحال كرد ، پس تو مؤمنى . » « 1 » و در حديث ديگرى آمده است كه درجهء شدت اين سرزنش باطنى ، درستى ايمان ما را منعكس مىكند و مقياس دقيقى از درجهء ايمان ماست ، بر اين اساس ما در حال حاضر اهمّيّت و عظمت گناهمان را به صورت‌هاى متفاوت - به تبع درجهء احساس زنده و آگاهانه‌مان نسبت به تكليف - احساس مىكنيم ، و همين است سخن رسول خدا : « مؤمن ، گناه خودش را بالاى سرش هم‌چون كوهى مىبيند كه مىترسد روى او بيفتد ، و منافق گناه خودش را هم‌چون پشه‌اى مىبيند كه از روى بينىاش مىگذرد و او مىپراندش . » « 2 » و ليكن اگر اين پشيمانى باعث مجازات پاداش و اجرى نگردد ، آيا نمىتواند به منزلهء مجازات اصلاحى و سازنده به شمار آيد ؟ اين نظريّه نيز بيشتر از نظريّهء قبلى بهره و موفقيّت ندارد ، زيرا آنچه دوباره ارزش از دست رفتهء قانون را بازمىگرداند ، احساس و شعور معيّنى نيست ، بلكه موضعگيرى جديد اراده ، يعنى توبه است . و پشيمانى توبه نيست ، بلكه تنها آمادگى براى توبه و مهيّا شدن براى آن است و بس ، بنابراين ، وقتى كه نفس براى عمل شرّى آماده مىشود ، نوعى بيمارى در آن پديد مىآيد و بدون ترديد خود را در گرماى دردآور و جريان تند پشيمانى مىبيند تا بدان وسيله بهبود يابد ، و دوباره با تمام نيرو بازمىايستد و از آن لحظه امانت خود را با توان بيشتر و شجاعت بيشتر تحمّل مىنمايد . و مع الأسف هميشه ما از اين امكانى كه در اختيار داريم ، استفاده نمىكنيم . پس به طور نادر و اتّفاقى نيست ، بلكه بيشتر وقت‌ها پيش مىآيد كه اين لرزش و حركت گذرا ناگهانى به

--> ( 1 ) - ر ك : مسند احمد از طريق ابى امامه : 5 / 251 و 252 و 256 ، حديث 22213 و نيز در مسند آمده است : 1 / 18 و 26 از حديث عمر بن خطّاب و در مسند : 3 / 446 از حديث عامر بن ربيعه . ر ك : مجمع الزّوائد : 1 / 176 ؛ الايمان ، ابن منده : 2 / 984 ، حديث 1088 ؛ الزّهد ابن مبارك : 1 / 284 ، حديث 825 ؛ التّرغيب و التّرهيب : 2 / 352 ، حديث 2689 . ( 2 ) - ر ك : سنن ترمذى : 4 / 658 ، حديث 2497 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب : 5 / 342 ، حديث 8377 ؛ صحيح بخارى : 5 / 2324 ، حديث 5949 ؛ المصنّف ابن ابى شيبه كوفى : 7 / 104 ، حديث 34538 ؛ نوادر الأصول فى احاديث الرّسول : 1 / 279 ؛ فيض القدير : 6 / 152 .