محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
313
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
اينجاست كه مىبينيم قاضى وقتى كه عمل را به عنصر شخصى مستند مىكند ، به عنوان يك شرط ضرورى براى بازخواست وى در حقيقت كارى انجام نمىدهد ، جز اينكه سوء نيّت متّهم را در نظر مىگيرد ، درحالىكه آن را از برخى از امارات خارجى استنباط مىكند و براى خود آن را وجههء نظر موضوعى مىداند ، توضيح اينكه قاضى حتّى اگر شخص پيامبر باشد ، ادّعا نمىكند كه او از رازهاى باطنى مستقيما آگاه است ( و بر آن اساس حكم مىكند ) ، بلكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمود : « همانا من بشرى هستم و شما نزد من از يكديگر شكايت مىكنيد و شايد بعضى از شما بهتر دليل خود را بازگو كند و من مطابق آنچه شنيدهام ، قضاوت كنم ، بنابراين كسى كه به سود او از حقّ برادرش چيزى را حكم كردهام ، مبادا بگيرد كه در حقيقت پارهاى از آتشى را براى او جدا كردهام ! » « 1 » . و بالأخره دو مسئوليّت كيفرى و اخلاقى به صورت واضحترى در آثارشان اختلاف دارند ؛ خيلى بيشتر از اختلافى كه در نقطهء انطلاق و قلمرو خاصّ خود دارند . و هرگاه شرّ و بدى اساسا در مبدأ اراده نهفته است ، پس بديهى است كه گنهكار مىبايست ساحت خود را - به مجرّد تغيير موضع نسبت به قانون - پاك و مبرّا سازد تا اينكه بالفعل و در حال حاضر در نظر داور اعظم ، خداى متعال پاك گردد . قرآن كريم وعدههاى زيبايى را به آن كسانى داده است كه از گناهان خود برمىگردند ، و آيا جريان نسبت به حدودى كه در زندگى اين دنيا واجب مىشود ، نيز از اين قرار است ؟ آيا توبه و پشيمانى و عدول از گناه جهت نجات گنهكار از مجازات و كيفرى كه بايد بر او وارد مىشد ، كفايت مىكند ؟ قرآن كريم نسبت به يك حالت اين سؤال مقابله كرده و به آن پاسخ مثبت داده است و آن حالت تمرّد از عدالت و سرپيچى از قانون به وسيلهء اسلحه و با نيروى محاربه است ، پس به تبع اهمّيّت اين حالت به اختيار قاضى يا قانونگذار تعيين اندازهء آن را واگذار كرده است تا براى آنانى كه در حال جنگ و محاربند ، حدّ مرگ يا بريدن اعضا و يا تبعيد را انتخاب كنند : « إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ
--> ( 1 ) - ر ك : صحيح بخارى : 3 / 235 ؛ سنن دار قطنى : 4 / 239 ، حديث 126 و 127 ؛ مسند احمد : 6 / 307 : سنن كبرا 10 / 143 و 149 ؛ سنن ابن ماجه : 2 / 277 ، حديث 2317 ؛ سنن ابى داود : 3 / 301 ، حديث 3583 ؛ سنن ترمذى : 3 / 624 ، حديث 1339 ؛ سنن نسائى : 8 / 233 . از امير المؤمنين عليه السّلام رسيده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « اى مردم ! همانا من بشرى هستم . . . » همانطورىكه در وسائل الشّيعه : 18 / 169 و كتابهاى فقهى و حديثى آمده است .