محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

287

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

اجبار به وسيلهء عامل ديگر ) تنها مربوط به اين است كه چون دشوارىهاى اينجا از نوع ملموس و روشن است ، يعنى وجود اين سختىها و تنگنا قراردادنشان ، با كمترين وهم و خيال آميخته نيست و وجود كمترين مشاركتى را از طرف ما اعلام نمىكند ، آن‌طورى كه در موانع طبيعى و اخلاقى بيشترين موارد اتّفاق مىافتد ؛ ولى اين تفاوت به‌خصوص بر اين اساس است كه عاطفه و عادت بدون هيچ مناقشه و يا علّتى با اراده در كمال بساطت گره خورده است و آن را تقويت مىكند ، و هرگاه كسى درصدد علت‌يابى و اثبات آن برآيد ، در حقيقت چيزى جز انگيزه‌هاى اهتمام و ارزش‌هاى شخصى را خاطرنشان نمىسازد ، و اين عمل هرگز اسباب و عواملى را يادآور نمىشود كه قانون معرّفى مىكند ، علاوه بر آنكه شخص در برابر تهديد ، متوقّف و مردّد مىماند و به خاطر كشف راه حل ، تأمّل و دقّت مىكند . و در نهايت امر موقعى كه تسليم مىشود او اين كار را جز به خاطر عوامل و اسباب اخلاقى ، براى هيچ‌چيز ديگر انجام نمىدهد . آيا در حقيقت علّت و سبب اين تسليم و پذيرش آن نيست كه حيات و زندگى ما مستقيم يا غير مستقيم با خطرى مواجه شده است ؟ و از اين‌رو است كه حفظ حيات خواستهء غريزى ما و درعين‌حال دستورى از دستورات قانون اخلاقى است . زيرا از باب تسليم در برابر ضرورت زندگى ، آنچه به يك وظيفه لطمه مىزند ، درحالىكه وظيفهء لازم ديگرى را ادا مىكند ، از نظر اهمّيّت به آن حدّى مىرسد كه شرط همهء وظايف و واجبات است . علاوه بر اين‌ها ما طبيعت توسعه‌دهندهء تفسير خود را پنهان نمىسازيم : اوّلا ، مجازات معنا و مفهومى ندارد ، مگر بين وظايف و واجبات ارزشمند همسان و برابر ، از طرفى باوجود اين‌كه زندگى و حيات شرط تمام وظايف و واجبات است ، درحالىكه خود حيات در بالاترين مرتبهء ارزشى قرار ندارد ، بلكه چيزهايى بالاتر و يا پايين‌تر از آن وجود دارد ، و اگر بدون كمترين مجادله و گفتگو ، حيات و زندگى گران‌تر از غذاى حرام است ، آيا ممكن است در وقتى كه با صدق ايمان و اخلاص عقيده مقايسه شود ، نيز چنين باشد ، ( يعنى باز هم ارزش زندگى بالاتر از اخلاص در عقيده باشد . ) « 1 » ؟ البتّه دادن يك چيز كم‌ارزش را به خاطر چيزى ارزشمند واجب است ، از اين‌رو چنين

--> ( 1 ) - اين سخن ، فرمايش معروف سيّد الشهداء امام حسين عليه السّلام را به ياد مىآورد كه فرمود : « انّ الحياة عقيدة ، و جهاد » : زندگى عبارت از عقيده و پيكار در راه عقيده است . اگرنه زندگى بىمعنا و بىارزش ، بلكه مرگ بهتر از آن زندگى است - م .