محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
286
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
چشمپوشى شود ، در آن صورت مجال و امكان چنين پرسشى براى ما خواهد بود كه بپرسيم : چرا اين دگرگونى ناگهانى در اين مورد پيش آمده است كه براى اجبار و اكراه مادّى و يا جسمى و عضوى امان و برائت است ، درحالىكه براى طبيعت نفسانى و فشار روانى چنين نجات و برائتى نيست ؟ به اتّكا و اعتماد به چه چيز بايد اينطور باشد ؟ . . . و آيا ما بر حالات نفسانى و روانى خويش بيشتر از قواى مادّى خود سيطره داريم ؟ و آيا عكس اين مطلب ، احتمال بيشترى ندارد ( كه ما به قواى مادّى خويش بيشتر از قواى نفسانى تسلّط داريم ) ؟ آيا استوار ساختن و سالمسازى طبع و سيطره بر هواى نفس براى بيشتر مردم ، زحمت بيشترى از تحمّل گرسنگى و درد و رنج ندارد ؟ اين نخستين فرضى است كه جا دارد آن را بعيد شمرد . و همچنين ، نمىتواند كسى بهطور مطلق ، مسئول نبودن خود را نسبت به چنين اعمالى به خاطر طبيعت غير ارادى اين قبيل كارها تفسير كند كه ما را به اكراه و اجبار بىقيد و شرط وامىدارد ؛ و شخص را طورى در يك حالت استحاله مادّى قرار مىدهد كه امكان ندارد راه ديگرى غير از آنچه را كه وادار شده ، انتخاب كند ، زيرا اگر جريان از اين قرار باشد ، ديگر آن رحمتى كه آيات و روايات راجع به آن سخن گفتهاند ، بىمعنى خواهد بود ؛ بنابراين هيچ عملى از هيچكسى كه مرتكب آن شده است ، بخشوده نخواهد بود ، درحالىكه فرد ديگرى در حقيقت آن را مرتكب شده و جسم ( بىاراده ) نفر اول را به عنوان يك ابزار به خدمت گرفته است ! ولى حقيقت مطلب كاملا برعكس آن است ؛ زيرا وقتى كه عملى بدون موافقت انجامدهندهء آن ، سر زده و بدون بهره و لذّتى در مخالفت با قانون ، ولى علىرغم همهء اينها ، آن يك عمل ارادى و از روى قصد است . و نتيجه و پيآمدى كه ما به آن مىرسيم ، بسى دور از آن است كه هوشيارى اخلاقى ما را فرو نشاند بلكه انديشهء ما را بيدار و ادراك ما را شادابتر مىسازد ، و تمام مطلب در اين مورد همان است كه ما وقتى با نتايج دشوارى برخورد مىكنيم كه در سر راه وظيفه در انتظار ماست ، ما را هشدار مىدهد كه از خطر بيمناك بوده و فاصله بگيريم . و ما معتقديم كه در اينجا با يك تفسير حقيقى و واقعى روبهرو هستيم . زيراكه تفاوت بين مقاومت هواهاى نفسانى و بين ممانعت ناشى از تهديد به وسيله اكراه ( و