محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
246
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
واجب كرده است كه مردمان را به وسيلهء پيامبران كه واسطهء بين او و مردمند ، از وظايفشان آگاه سازد ؟ و چرا آنان را تنها به روشنايى فطرتشان وانمىگذارد . . . پاسخ همان است كه قرآن كريم بيان مىكند : « لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » « 1 » واقع مطلب اين است كه بيشتر مردم در صورت يكى از دو گروه رشد مىكنند : يا آنها مردان كارند و به لقمهء زندگى روزانه سرگرم هستند و يا اينكه فارغ از همه جا بر محور لذتهايشان مىگردند . بنابراين آيا بيش از حد كمياب نيست ، لحظههايى كه براى اين گروه يا آن گروه خطور كند و در ذهنشان در آن لحظات بگذرد كه چشمانشان را به سمت آسمان كنند و يا به اطراف خودشان بچرخانند ؟ چند نفر از ما از خودمان راجع به بهترين وسايل بيدارى روح و تغذيهء دل پرسيدهايم ، بگذريم از مشروع بودن آن وسايل يا نامشروعيت آنها ؟ و اين هزاران مؤلفه از گرفتارىها و سرگرمىهاى روزمرّهء زندگى است كه ما را از اين امور آسمانى بازمىدارد ، آيا اينها خود براى ما بهانهاى نيست ؟ البته كه اين برهان در صورتى بيشتر مورد قبول خواهد بود كه ما شاهد ضعف سيطرهء اخلاقيمان باشيم . و آيا عقايد ناهنجار و عادتهاى زشت موروثى ، چيزى جز طبقات انباشتهاى است كه جلوى چشمان ما را مىپوشاند و مانع ديد ما مىشود ؟ . . . . پس به خاطر پيشگيرى از اين اختلاف درهم و آميخته است كه خداى سبحان اراده فرموده تا انوار فطرى ما را به وسيلهء انوار وحى منزل تقويت كند : « أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ » « 2 » حقيقت مطلب اين است كه خداى سبحان بر خود فرض كرده است تا مردم را پيش از آن كه مسئول قرار دهد ، آنان را آگاه سازد ، زيراكه در نظر خداوند عذاب كردن مردمان ناآگاه و غافل از وظايف ، ظلم است ، چون آنان نسبت به وظايفشان ناآگاه بودهاند : « ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ
--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيه 165 : تا اينكه اتمام حجّت بر آنها شود و بهانهاى نداشته باشند . ( 2 ) - اعراف ( 7 ) آيههاى 172 و 173 : كه در روز قيامت نگوييد ما از اين موضوع ( توحيد و شناسايى خدا ) غافل بوديم ، يا نگوييد : پدران ما پيش از ما بتپرست بودند و ما هم فرزندانى بعد از آنها هستيم ( چارهاى جز تبعيّت از آنها نداشتيم ) آيا ما را به گناه و افراد بيهودهكار مجازات مىكنى ؟ !