محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

247

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ » « 1 » « وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ ذِكْرى وَ ما كُنَّا ظالِمِينَ » « 2 » اما اگر جريان از اين قرار باشد ، به اين معنى كه اگر مجرّد پديدهء غفلت كافى باشد - چه به دليل نقص آگاهى و توجّه خود مردم و يا به خاطر عادت‌هايى كه زمينه‌ساز معصيت است - براى اين‌كه همه مردم را همسان مسئول نشماريم ، و عدالت خداوندى از اول ملتزم به بيدارسازى مردم به وسيلهء تعليمات مثبت از خواب غفلتشان باشد ، در آن صورت ، تكليف دل‌هايى كه همواره غافلند و يا به‌طور كلّى نسبت به رويدادهاى طبيعى ناآگاه هستند ، چه مىشود ؟ آيا شايسته‌تر نخواهد بود كه ما انتظار هوشيارى و يا بيدارى معمولى آن‌ها را داشته باشيم ، تا به گونه‌اى باشند كه از قوانين و مقرّرات شريعت آگاه شوند ؟ به راستى كه اين بديهىترين چيزى است كه از منطق قرآنى استفاده مىشود . در اين صورت كافى نيست كه قانونگذار و شارع مقدّس ، تنها قوانينى را وضع كند و پيامبرانش را موظّف كند تا آن‌ها را به مردم ابلاغ نمايند ، بلكه لازم است تا اين آموزش را نيز به مردم بدهند و مردم از آن قوانين آگاه شوند . و اين‌چنين شرع مقدس دو بخش دارد كه بخش دوم آن در ضمن بخشى كه اول ايجاد مىشود ، موجود است . سنّت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به منظور بهره‌بردارى بهتر ، اين مطلب كوتاه را در عبارات صريح به‌طور كامل بيان كرده و نتايج روشن آن را استخراج كرده است ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمايد : « قلم تكليف از سه كس برداشته است : از شخص خوابيده تا وقتى كه بيدار شود ، و از ديوانه تا اين‌كه بهبود يابد ، و از كودك تا اين‌كه بزرگ و بالغ گردد . » « 3 »

--> ( 1 ) - انعام ( 6 ) آيه 131 : اين به خاطر آن است كه پروردگار تو هيچ‌گاه مردم شهرها و آبادىها را به خاطر ستمكارىهاشان درحالىكه غافلند ، هلاك نمىكند . ( 2 ) - شعراء ( 26 ) آيه‌هاى 208 و 209 : ما هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم ، مگر اين‌كه انذاركنندگانى براى آن‌ها بود ، تا متذكر شوند ، ( درحالىكه ) ما هرگز ستمكار نبوديم . ( 3 ) - ر . ك : سنن ابى داوود : 4 / 141 ، حديث 4403 ؛ صحيح بخارى : 8 / 204 ، بخارى به اين صورت حديث را نقل كرده است : ( باب مربوط به مرد و زن ديوانه كه سنگ‌سار نمىشوند ) على عليه السّلام به عمر فرمود : « مگر نمىدانى كه قلم تكليف از مرد و زن ديوانه برداشته شده تا وقتى كه بهبود يابند و از كودك ، تا قدرت درك پيدا كند و از خفته تا بيدار شود ؟ » و ر . ك : مسند احمد : 1 / 118 ، حديث 956 و ص 140 ، حديث 1183 و ص 155 ، حديث 1327 و ص 158 ، حديث 1360 ؛ الخلاف : 2 / 41 ؛ الفردوس -