محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

240

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

« وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ » « 1 » « قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً » « 2 » « وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ » « 3 » « وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى » « 4 » « يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً » « 5 » از مجموع اين نصوص ، اين تعريف برمىآيد كه مفهوم شفاعت را محدود مىكند كه بسيار با مفهومى كه اندكى قبل ذكر كرديم ، متفاوت است . بنابراين شفاعت طبق اين نصوص سه شرط دارد : 1 - شخص شفاعت‌كننده هيچ دخالتى در كار ندارد و به خود چنين اجازه‌اى را نمىدهد كه از پيش خود دخالت كند ، بلكه تنها فرمان كار در دست خداست و اوست كه اجازهء سخن گفتن را مىدهد . 2 - شفاعت‌كننده دخالت نمىكند ، جز به خاطر كسانى كه خداى سبحان راضى به پذيرفتن اوست . 3 - شفاعت‌كننده براساس جايگاه و مقامى كه در نزد حاكم برترى دارد ، دخل و تصرفى نمىكند ، بلكه او با توسّل به برخى از فضايل فرد مورد شفاعت خود از او دفاع مىكند ، و اين توسّل مىبايد مطابق با واقع باشد . اينجاست كه ما مىبينيم نقش شفاعت نمىتواند يك نقش منفى به شمار آيد و يا ساختارش اطمينان‌بخش باشد . شفاعت ، مسئله تكميل دستگاه عدالت استقرار

--> ( 1 ) - سبأ ( 34 ) آيه 23 : هيچ شفاعتى نزد او جز براى كسانى كه اذن داده ، فايده‌اى ندارد . ( 2 ) - زمر ( 39 ) آيه 44 : بگو تمام شفاعت از آن خداست . ( 3 ) - زخرف ( 43 ) آيه 86 : معبودانى كه آنها غير از خدا مىخوانند ، مالك و قادر بر هيچ‌گونه شفاعتى نيستند ، مگر كسانى كه شهادت به حق دهند ، درحالىكه به خوبى مىدانند . ( 4 ) - نجم ( 53 ) آيه 26 : بسا فرشتگان آسمانها كه شفاعت آنها هيچ سودى نمىبخشد ، مگر پس از اين‌كه خدا براى هركس بخواهد و راضى باشد ، اجازه شفاعت دهد . ( 5 ) - نبأ ( 78 ) آيه 38 : روزى كه روح و ملائكه در يك صف مىايستند و هيچ‌يك ، جز به اذن خداوند رحمان سخن نمىگويند و ( آن‌گاه كه مىگويند ) درست مىگويند .