محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

238

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

اين است كه ممكن است از اعتقاد به شفاعت سرچشمه بگيرد ( به اين معنى كه در روز قيامت از جانب فرشتگان يا پيامبران ، نسبت به صالحان و يا از جانب مؤمنان نسبت به برادران دينىشان در پيشگاه خدا وساطت شود ) و اين طرز فكر را در بسيارى از احاديثى مىيابيم كه معروف به صحتند و مشهور است كه همهء اين‌ها صحيح هستند . « 1 »

--> ( 1 ) - خداوند پيامبران و رسولان را بشارت‌دهنده و ترساننده فرستاده و آنان را وسيلهء رحمت و هدايت تمام مردم قرار داده است ، وانگهى پيامبر بزرگى را براساس فطرت و به عنوان پيام‌آور رحمت فرستاده است كه بر هدايت ايشان به خاطر لطفى كه بر ايشان دارد ، حريص است و آنان را به چيزى دعوت مىكند كه از باب دلسوزى سعادت و زندگىشان در گرو آن است : « پيامبرى از خودتان به سوى شما آمد ، او سخت به هدايت شما علاقمند است ، او نسبت به مؤمنان رءوف و مهربان است . » توبه / 128 . اين دلسوزى و مهربانى چيزى جز از فيض بخشش‌هاى پروردگارى و راه الهى نيست كه خداوند براى نيكى انسانيت و خوشبختى بشر به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ارزانى داشته است . « ما هريك از اين گروه و آن گروه را از اعطاى پروردگارت مىدهيم و امداد مىكنيم ، چرا كه بخشش پروردگارت از هيچ‌كس ممنوع نيست » اسراء / 20 . از اين‌رو ، اين لطف الهى در آخرت به احترام پيامبرش و براى بزرگداشت از مقام والاى او و به منظور رحمتى از جانب خود به بندگان چند برابر مىشود « چرا كه او نسبت به مؤمنان رءوف و مهربان است . » احزاب ( 33 ) آيهء 43 . وقتى كه روز جزا فرارسد و گرفتارى شدت يابد و كار خطرناك و موقف عظيم گردد و بندگان آرزو كنند ، كاش شدت اين ترس نبود و عظمت رستاخيز و لرزش آن روز بازمىايستاد ! و مردم به انبياء و رسولان خدا پناه ببرند و همهء آنها نقش خود را به پيامبر رحمت و شفيع امّت و پناهگاه خلايق حواله كنند ، رأفت الهى تجلى كند و درياى محبت به جوش آيد و عواطف تحريك شود تا دست متوسلان را بگيرد و طالبان شفاعت را نجات دهد و درخواست فريادخواهان را پاسخ دهد ! جاى تعجب نيست ، چون پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كعبهء فضيلت و قبلهء اميد و آرمان امت‌ها و محل آرزوهاست ! بنابراين توجه ، پناه‌جويى و درخواست شفاعت به وسيله او و ديگر انبياء و اولياء و صالحان از نظر مسلمانان و در دل آنان چيزى جز اين معنى مورد اشاره نيست « بگو تمام شفاعت از آن خداست . » زمر / 44 . به راستى كه شفاعت براى معبود ديگر و براى بنده‌اى نيست كه به عبادت معبود ديگر راضى بود ، بنابراين انحصار در اين آيهء شريفه نسبى است ، مقصود نفى شفاعت بت‌ها در مورد بت‌پرستان و نفى شفاعت تمام معبودها در مورد پرستندگان آن‌ها است . احمد و ترمذى و ابن ماجه از ابو سعيد خدرى روايت كرده‌اند ؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « روز رستاخيز . من سرور فرزندان آدمم ، فخر نيست . چنان‌كه در المعجم الأوسط : 5 / 203 ، حديث 5082 ؛ شرح سنن ابن ماجه : 1 / 76 ، حديث 2445 ؛ العلل المتناهيه : 2 / 921 ، آمده است . و نيز فرمود : « پرچم حمد در دست من است ، و اين به عنوان فخر نيست ، و آن روز هيچ پيامبرى نيست - آدم و ديگران - مگر اين‌كه زير پرچم منند ، و من نخستين شافعم و نخستين كسى هستم كه شفاعتم پذيرفته است ، و اين فخر نيست . » ر . ك : تفسير قرطبى : 4 / 84 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 561 ، و 14 / 135 ؛ صحيح ابن حبان : 14 / 392 ، حديث 6475 ؛ المستدرك على الصحيحين : 1 / 83 ؛ حديث 82 ، موارد الظمآن : 1 / 523 ، حديث 2127 . بزاز و طبرانى از على بن ابي طالب عليه السّلام نقل كرده‌اند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « به قدرى از امتم شفاعت مىكنم تا اين‌كه منادى پروردگارم ندا مىكند و مىفرمايد : يا محمد ! آيا راضى شدى ؟ مىگويم : آرى ، پروردگار من راضى شدم . » ر . ك . صحيح مسلم : 1 / 134 ، -