محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

232

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

خون اوست » « 1 » و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در تأييد سخن خويش دراين‌باره آيهء شريفه را يادآور شد : « مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً » « 2 » بلكه جريان در وسعت بيشترى پيش مىرود ! ! نسبت به آنچه كه فقط خود مرتكب آن شده‌ايم ، بلكه در آينده به‌گونه‌اى از ما راجع به كارها و تصرّفات ديگران مىپرسند و ما در زمينهء انحراف رفتار هم‌نشينانمان مسئوليم چنانچه ما آن‌ها را به حال خودشان بگذاريم و آن‌ها كارهاى بد كنند ، بدون اين‌كه با هيچ‌يك از امكانات شرعى كه مىتوانستيم از بدى عمل آن‌ها جلوگيرى كنيم ، كمترين دخالتى نكنيم . و نظير اين است آن عمل اجتماعى منفى يا بىمبالاتى كه در حد يك عمل مثبت ، جرم و گناه دارد ، بنابراين خوددارى ، خود نوعى مشاركت منفى در جرم است ، قرآن داستان يك جامعه قديمى را بازگو مىكند كه مورد لعنت و نفرين انبياء عليهم السّلام قرار گرفت و تمام گناهش كه باعث استحقاق اين لعن و نفرين شد ، اين بود كه بر بخشى از اعضاى خود كه كار بد و گناه مىكردند ، اعتراض نكردند ( نهى از منكر ننمودند ) ، مىفرمايد : « لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ » « 3 »

--> ( 1 ) - ر . ك : صحيح بخارى : 3 / 1213 ، حديث 3157 و 6 / 2669 ، حديث 6890 ؛ فتح البارى : 12 / 169 ؛ المصنف ابن ابى شيبه كوفى : 6 / 402 : حديث 7 ؛ تفسير قرطبى : 6 / 137 ؛ صحيح مسلم : 3 / 1303 ، حديث 1377 ؛ سنن كبرى بيهقى : 2 / 284 ، حديث 3447 ؛ مجمع الزوائد : 7 / 299 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 13 / 146 . كسى كه قتل را به صورت سنت درآورد ، او قابيل است . كفل يعنى نصيب ، چنان‌كه در « النهاية فى غريب الحديث » 4 / 192 آمده است . ( 2 ) - مائده ( 5 ) آيهء 32 : ( پس از ذكر داستان فرزند آدم يك نتيجه‌گيرى كلى و انسانى در اين آيه شده است ، نخست مىفرمايد ) : به خاطر همين موضوع بر بنى اسرائيل مقرر داشتيم كه هرگاه كسى انسانى را بدون ارتكاب قتل ، و بدون فساد در روى زمين به قتل برساند ، چنان است كه گويا همهء انسان‌ها را كشته است و كسى كه انسانى را از مرگ ( حتمى ) نجات دهد ، گويا همهء انسان‌ها را از مرگ نجات داده است . ( قابل توجه است كه كسى از امام صادق عليه السّلام تفسير اين آيه را پرسيد ، امام عليه السّلام فرمود : منظور از كشتن و نجات از مرگ كه در آيه آمده ، نجات از آتش‌سوزى يا غرقاب و مانند آن است ، سپس امام عليه السّلام سكوت كرد و بعد فرمود : تأويل اعظم و مفهوم بزرگتر آيه اين است كه ديگرى را دعوت به سوى راه حق يا باطل كند و او دعوتش را بپذيرد - م ) . ( 3 ) - مائده ( 5 ) آيهء 79 : كافران از بنى اسرائيل بر زبان داوود و عيسى بن مريم لعن شدند و اين دو پيامبر بزرگ از خدا خواستند كه -