محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
188
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
عينحال يك مبدأ شخصى ( انگيزهاى ) است كه اراده را به سمت فرمانبردارى هدايت مىكند . « 1 » نسبت به اين نكته اخير مايليم كه هيچ نوع دشوارى و صعوبت را مطرح نسازيم ، بلكه برعكس اعتراف كنيم كه شكل محض براى قانون تمام توانايى را براى تأثيرگذارى در وجدان اخلاقى دارد ، بنابراين انجام دادن شخص يك عمل واجب را به خاطر واجب بودن آن بدون توجه به خير اخلاقى مورد نظرش ، همان تعريف ارادهء خالص على الاطلاق است . و ما در آينده توضيح خواهيم داد « 2 » كه مثل اعلا و برجستهترين نمونهء اخلاق قرآنى همين است ، بنابراين شخص از پزشك مورد اعتمادش نمىپرسد كه چرا اين دستورها را مىدهى ، زيرا كه پرسيدن در اينجا همان ترديد و دودلى است ، بنابراين آيا جريان در مورد آنچه مربوط به حكم ، ارزشيابى و امر واجب - نه راجع به سلوك - از اين قرار است ؟ و آيا شكل خارجى براى قانون بهطور عام مىتواند نقش يك مبدأ قانونگذارى را براى خير و شر ايفا كند ؟ به راستى اين عقيده كه تنها تفكّر الزام به عنوان يك دليل مثبت براى برترين راه سلوك بودن ما را كفايت مىكند ، براى ما عقيدهء وحشتناكى است ؛ زيرا عقلى كه دستور به تسليم شدن در برابر قانونى را مىدهد ، چهبسا قانونى زور و ظالمانه باشد ، چنين چيزى را نمىتوان عقل ناميد ، زيرا پيشاپيش فرض نكرده است كه اين قانون بايد با كاملترين الگو كاملا موافق باشد . در اين صورت كانت هر دو مرحلهء مختلف را با يكديگر مخلوط كرده و براى وجدان اخلاقى با يك روش ارائه كرده است : 1 - آن لحظهاى را كه همواره فكر انسان در جريان وضع قانون است . 2 - و آن لحظهاى را كه در آن لحظه قانونى را كه بالفعل وضع آن پايان گرفته ، به اجرا در مىآورد . در يك كلمه ، كانت بين « الزام » و « نيّت » ، بين علم اخلاق [ La morale ] و بين رفتار اخلاقى [ la moralite ? ] خلط كرده است .
--> ( 1 ) - ر . ك Kant : Crit . p . 79 . ( 2 ) - ر . ك : فصل چهارم ، قسمت : 1 - 2 .