محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
153
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
تمام اديان پيشين بوده است . كه خود تفاوتى است بين آنها و شريعت محمدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بهسان امتيازى مكنون . با اين حال ، وقتى به راهنمايىهاى قرآن تمسك مىجوييم ، اين اعتقاد را مىيابيم كه مىتوانيم به اين دو پرسش ، پاسخ قاطع و مشخصى بدهيم . در گفتگوى ميان خداى سبحان و موسى عليه السّلام پس از رعد و برقى كه پيش آمد و هفتاد تن از برگزيدگان قوم موسى عليه السّلام را در كوه سينا گرفت ، « 1 » خود را در برابر آيهاى مىيابيم كه اگر آن را در كنار آيهاى قرار دهيم كه اندكى قبل ذكر كرديم ، ارزش آن بيان را درك خواهيم كرد ؛ آنجا كه عين همان الفاظ را به كار برده است و مىفرمايد : « وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ » « 2 » بنابراين بنى اسرائيل و پيروان دين يهود در اين صورت ممكن است براى ما عبرتى باشند ؛ عبرتى كه عبارت مذكور را توضيح مىدهد . ولى بايد ديد اهميّت اين توضيح چقدر است ؟ . . . آيا بر ما لازم است كه هر دو نصّ را بپذيريم ، بر اين اساس كه هركدام بيانگر و معرّف ديگرى است ؟ يا برعكس سير صعودى تاريخ را پذيرا باشيم ، به اين دليل كه بگوييم نسبت به اديان قبلى عبرت است . « 3 » سپس سخن را به امتياز داشتن شريعت محمدى در اين نقطه به پايان ببريم ؟ ما به دلايلى با فرض اخير موافق نيستيم : 1 - براى ما دشوار است كه دينى همچون دين ابراهيم عليه السّلام را با اين صفت توصيف كنيم ؛ دينى كه از ديرزمانى ، اسلام بدان انتساب داده شده است و قرآن از ويژگيهاى آن نشان بخشايندگى را
--> ( 1 ) - ر . ك : تفسير ثعالبى ، 3 / 82 ؛ كامل ابن اثير : 10 / 310 ؛ سير اعلام النّبلاء : 19 / 298 ؛ سبل الهدى و الرّشاد ؛ 3 / 305 . ( 2 ) - اعراف ( 7 ) / آيات 156 و 157 . « اما رحمت من همه چيز را دربر گرفته است ، من به زودى رحمتم را براى ( كسانى كه سه كار را انجام مىدهند ) مىنويسم : آنها كه تقوا پيشه مىكنند ، و آنها كه زكات مىپردازند و آنها كه به آيات ما ايمان مىآورند . كسانى مشمول اين رحمت مىشوند كه از فرستادهء پروردگار پيروى كنند . ( سپس براى اين فرستاده شش صفت علاوه بر مقام رسالت بيان مىكند : او ) پيامبر خداست ، پيامبرى كه درس ناخوانده و از ميان تودهء جمعيت برخاسته ؛ از سرزمين مكّه امّ القرى ، پيامبرى كه صفات و علامات و دلايل حقانيّت او را در ( كتابهاى آسمانى پيشين ) تورات و انجيل مشاهده مىكنند ، به نيكىها و آنچه خرد آن را مىشناسد ، دعوت مىكند و از بدىها نهى مىنمايد ، طيبات و آنچه را طبع سليم مىپسندد ، براى آنها حلال مىشمرد و آنچه تنفرآميز باشد بر آنها تحريم مىكند ، بارها را از دوش آنها برمىدارد و غل و زنجيرهايى را كه بر دست و پا و گردنشان سنگينى مىكند ، مىشكند . » ( 3 ) - حتى دين حضرت ابراهيم عليه السّلام - ( و )