محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
120
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
بنابراين ، ناگزيريم اين اجماعى را كه ممكن است فردى مسلمان ، همچون يك منبع مسلّط و مؤكّد تشريعى و تكيهگاه در امر قضا ، بر آن اعتماد كند ، روشنتر تعريف كنيم : كلمهء اجماع بهطور كلّى ، به ( Consensus ) « 1 » ، ( ominium ) ترجمه شده است كه ترجمهء ناقص و ناتمامى است . در حقيقت لازم مىنمايد كه ما اين اتّفاقنظر را بهگونهاى فراگير تصوّر كنيم كه از نظريّه مفروضى نشأت گرفته باشد كه مشتمل بر تمام افراد يك جامعه و يا بر همهء جوامع اسلامى باشد ، بهطورى كه نادانترين افراد و غير متخصّصان نيز در آن شركت داشته باشند ، همگام و همسان با دانشمندترين فرد جامعه ! چنانكه لازم نيست يك مجموعهء منتخبى را به صورت هيئت دينى و يا جمعيّت عمومى در نظر بگيريم كه اعضاى آن برگزيدگان و يا افراد معيّنى باشند كه زير يك سقف براى بررسى برخى مسائل عقيدتى ، اقتصادى و يا سياسى جمع شده باشند ، بنابراين اجماع به هيچيك از اين اجتماعات منظّم غربى در شكل و موضوع ، شباهت ندارد ( همهپرسى عمومى تلقّى نمىشود ) . امّا از جهت موضوع ؛ نقش اجماع از ميان بردن مشكل تازهاى « 2 » است كه در زمينهء اخلاقى ، فقهى و يا عبادى رخ داده است ، بدون اينكه به مسائل زندگى هماهنگ و يا به مسائل نظرى دينى توجّه داشته باشد . امّا در زندگى مادّى ؛ بدان جهت كه هيچ نصّى ما را از ارتكاب خطايى كه ممكن است در هر زمينه مشترك خطاپذيرى به وجود آيد ، بازنمىدارد . امّا در مسئلهء اعتقادى ؛ به اين دليل كه با زندگى مادّى متفاوت است . حقيقت اين است كه احتمال اشتباه تمام امّت در يك موضوع دينى با زمينهء عملى ، امرى است كه شايسته است از الزام و وجوب به دور باشد ، پس سزاوارتر آن است كه اين احتمال در مسائل مربوط به موضوع ايمان و اعتقاد دور تر باشد و نهايت امر اين است كه
--> ( 1 ) - كلمهاى لاتينى ، به معناى ؛ اتّفاقنظر در ميان چندين نفر و يا چند گروه مىباشد ( مترجم عربى ) . ( 2 ) - مىگوييم « مشكل تازه » ، به اين خاطر كه اگر مشكلى قبلا مطرح شده باشد ، دو حالت دارد : يا در نهايت به اتّفاقنظر و يا به اختلاف انجاميده است . بنابراين ، در حالت اتّفاقنظر ، بررسى دوبارهء آن هرگز فايدهاى نخواهد داشت ، بلكه سزاوار است كه جايى براى طرح نداشته باشد ، نظير موردى كه يك مشكل به وسيلهء وحى مستقيم حل شده باشد ! ولى در مورد اختلافنظر ، بدون ترديد براى رسيدن به وحدت ، طرح اجماع مفيد خواهد بود ، ولى هرگز يك اجماع مؤكّد و كوبنده و قاطعى را ايجاد نخواهد كرد ، زيرا يك نظر - به پيروى از نظر اكثر دانشمندان علم اصول - با از بين رفتن صاحبان آن نظر از بين نمىرود و بدين ترتيب آن نظر پذيرش اجماعى نخواهد داشت .