محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

119

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

باوجود اين ، چگونه مىتوانيم ميان موضعى اين‌چنين نسبت به اجماع و ميان تسليم بىقيد و شرط و محبّت و علاقهء ژرفى كه فرد مسلمان نسبت به خدا و كتاب خدا و پيامبرش دارد هماهنگى ايجاد كنيم ؟ پيامبرى كه از طرف خدا تبليغ رسالت مىكند و بيان‌كنندهء كتاب اوست . چگونه ممكن است كه بخصوص اين موضعگيرى ( قدرت اجماع ) با منطق اسلام هماهنگ باشد ، در صورتى كه اسلام با هر نوع اطاعت كوركورانه به شدّت مخالف است ، و همواره از عقل و نظريّه و انديشهء پخته در كليّهء عقايد اساسى خود تمجيد مىكند و آن را مىستايد ؟ از اينجا مىفهميم كه تا چه حدّى اين تفكّر ، خردگرايى چون نظّام [ يكى از بزرگان معتزله ] را تحريك كرده و تا آنجا از اين نظريه دفاع كرده كه اعلان مىكند : « اجماع عبارت از هر قولى است كه با حجّت و دليل همراه باشد ، هرچند كه آن اجماع همراه دليل ، عقيده و قول يك فرد باشد . » « 1 » و اجماعى كه براساس برهان و دليل نباشد ارزشى ندارد . « 2 » هرگاه ما نظريهء نظّام را دوستانه و با تأنّى ، به‌طور دقيق ، بررسى كنيم ، خواهيم ديد كه وى به صورت مطلق سخن درستى نگفته است ، البتّه سخنش صددرصد هم اشتباه نيست ، او سخنى درست گفته ، چون از يك مبدأ والايى كه قرآن آن را قبول دارد ، دفاع كرده است و از سويى اشتباه كرده كه معتقد است وى اوّلين‌بار چيزى را كشف نموده كه ديگران پيش از او نمىدانسته‌اند .

--> - 1 / 332 ، حديث 353 ؛ الفضائل احمد بن حنبل ، 2 / 639 ، حديث 1086 ؛ تذكرة الخواص ، ص 28 ؛ عيون اخبار الرّضا ، 2 / 67 ، حديث 305 ؛ كفاية الأثر ، ص 102 ؛ العمدة ، ص 216 ، حديث 334 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، 3 / 207 ؛ قرب الاسناد ، ص 26 ، حديث 86 ، آمده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « هركه ما اهل بيت را دشمن داشته باشد ، منافق است ، ر . ك : الفضائل احمد ، 2 / 661 ، حديث 1126 ؛ الدّر المنثور ، 7 / 349 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، 3 / 205 . ( 1 ) - ر . ك : المستصفى غزالى ، ص 137 . ( 2 ) - حجيّت اجماع از ديدگاه شيعه اماميه منحصر به موردى است كه مشتمل بر قول معصوم و يا نظر و رضايت قطعى او باشد . اجماع فقها به دو قسم تقسيم مىشود : 1 - اتّفاق‌نظر ايشان در مسائل فرعى كه نظر و اجتهاد در اثبات آنها دخيل است . به عبارت ديگر آنچه كه دليلش منحصر در سمع و نقل نباشد ، چنين اتّفاق و اجماع كاشف از قول معصوم نيست . دوم ، اتّفاق‌نظرى كه راه اثبات مطلب ، منحصر به دليل سمعى نيست ، مثل مسئله عول ( در مباحث ارث ) به شرط آنكه به زمان معصوم برسد ، ر . ك : تقريرات اصول آقاى بروجردى ، ص 285 ؛ الهدايه شيخ صدوق ، ص 22 ؛ رسائل سيّد مرتضى ، 1 / 11 ؛ غنية النّزوع ابن زهره ، ص 28 ؛ نيز : الاصول العامّة للفقه المقارن ، مرحوم سيّد محمّد تقى حكيم ، مبحث سوم ، ص 253 .