الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني (مترجم: آرمين)
47
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى)
دلالت دارد . و اگر منظور از قرآن متعلّق صفت قديم ( خود كلمات ازلى ) باشد ، معناى انزال قرآن به عنوان انزال بر قلب پيامبر ( ص ) اعلام قرآن به وسيله الفاظى حقيقى است كه بر آن دلالت دارد . در اين حالت ، علاقه ميان معنى حقيقى و معنى مجازى علاقهء لازميه « 1 » است ، زيرا انزال چيزى به سوى چيز ديگر مستلزم آن است كه نازلكننده ، نزول شىء منزل را به موجودى كه شىء بر او نازل مىشود اعلام كند . و اين در صورتى است كه موجود محل نزول داراى عقل باشد . به طور مطلق ، انزال چيزى به سوى ديگرى مستلزم آن است كه نازلكننده ، نزول شىء منزل را به مخلوقى كه شىء بر او وارد مىشود اعلام كند . بنابراين ، مجاز در اينجا مجاز مرسل « 2 » است . چنانچه مراد از قرآن لفظ اعجازگر باشد ، باز انزال آن به معنى اعلام آن است . اما اعلام قرآن در اين حالت يا به وسيلهء محقق ساختن خود الفاظ قرآن است به مفهوم انزالش بر قلب پيامبر ( ص ) ؛ و يا به وسيلهء محقق ساختن چيزى است كه بر الفاظ قرآن دلالت دارد « 3 » به مفهوم انزال قرآن بر لوح محفوظ و بيت العزّه . در اين حالت نيز علاقه ميان معناى حقيقى و معناى مجازى علاقهء لازميه ، و مجاز مجاز مرسل است . احتمال دارد اين مجاز از نوع استعارهء تصريحيهء اصليه باشد « 4 » به اين معنا كه اعلام مولا به بندهء خود به انزال شىء از بالا به پايين تشبيه شده است ، به دليل اينكه جامع مشترك دو طرف تشبيه صدور از بالا به پايين است . هر چند وجه شبه يعنى بالا و پايين نسبت به مشبه به حسى و نسبت به مشبه معنوى است . خوانندهء آگاه بدين نكته واقف است كه فعل نزول مطاوع انزال است . پس در مجاز هر حكمى كه بر يكى از اين دو جارى باشد بر ديگرى نيز جارى است . همچنين است رابطه
--> ( 1 ) . علاقهء لازميه يكى از اقسام علاقه ميان معناى حقيقى و معناى مجازى در مجاز مفرد مرسل است . مانند اينكه بگوييم طلع الضوء و منظور طلوع خورشيد باشد . در اين جمله به جاى استفاده از لفظ خورشيد ، از لازمهء آن يعنى نور استفاده كردهايم . ( 2 ) . مجاز لغوى چهار قسم است : 1 - مفرد مرسل 2 - مفرد بالاستعاره 3 - مركب مرسل 4 - مركب بالاستعاره . مقصود نويسنده مجاز مفرد مرسل است . و آن مجاز مفردى است كه به علاقهاى خاص مقيد نشده است و به مناسبت مقام از يكى از علاقههاى ميان معناى حقيقى و مجازى استفاده مىشود . ( 3 ) . منظور كلمات ازلى و مجرد است كه در مبحث قبل به عنوان تعريف قرآن ذكر شد . ( 4 ) . هرگاه لفظ مستعار اسم غير مشتق باشد ، يا به عبارت بهتر ، فعل ، اسم فعل ، اسم مشتق ، حرف و اسم مبهم نباشد و لفظ مشبه به بر مشبه تصريح داشته باشد ، استعاره را تصريحيهء اصليه گويند .