الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني (مترجم: آرمين)

36

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى)

بيان ، خبر ، نسخ ، حكم قياس منصوص‌العله سخن راند . « 1 » زركشى « 2 » در بحر المحيط كه در اصول فقه نگاشته است مىگويد : شافعى اولين كسى است كه در اصول فقه كتاب نوشت . او اين كتابها را در اصول فقه به رشته تحرير درآورد : الرسالة ، أحكام القرآن ، اختلاف الحديث ، إبطال الاستحسان ، جماع العمل و كتاب قياس كه در آن از گمراهى معتزله سخن گفت و روىگردانى خويش را از جهان‌بينى و ديدگاه‌هاى آنها اعلام كرد . خداوند از او و ديگر امامان مجتهد راضى باشد . پيدايش اصطلاح علوم قرآن تاريخ پيدايش اصطلاح علوم قرآن بر اساس قول مشهور به قرن هفتم بازمىگردد . اما در دار الكتب المصرية به كتابى به نام البرهان فى علوم القرآن از علىّ بن ابراهيم بن سعيد ، مشهور به حوفى ، متوفاى 430 ه . ق برخوردم . اين كتاب در اصل 30 جلد بوده كه متأسفانه 15 جلد آن به صورت مجلدهاى پراكنده و غير متعاقب از نسخه‌اى دست‌نويس باقى مانده است . بنابراين ، مىتوان تاريخ پيدايش اين علم را به دو قرن قبل از آنچه تصور مىشد ، يعنى از قرن هفتم به قرن پنجم ، عقب برد . بسيار مشتاق بودم مقدمهء اين كتاب را بخوانم تا در آن سخنى صريح از نويسندهء كتاب دربارهء كوششى كه در تدوين اين علم جديد مبذول داشته بيابم . اما با كمال تأسف بخش اول كتاب جزو مجلدهاى مفقود شده است . به هر حال ، نام كتاب بر چنين سعى و كوششى دلالت دارد . بارى ، بخشى از آنچه را باقى مانده است مطالعه كردم . شيوهء نويسنده در تأليف كتاب چنين است كه هر آيه را به ترتيبى كه در قرآن كريم آمده است ذكر كرده ، سپس از منظر هريك از انواع علوم قرآن به بحث دربارهء آن پرداخته است . هر آيه بعد از اين جمله آغاز مىشود : « القول فى قوله عز و جل . » و بعد از ذكر آيه ، اين عنوان به چشم مىخورد : « القول فى الإعراب » و در آن ، آيه از نظر نحوى و لغوى بررسى مىشود . سپس با عنوان « القول

--> ( 1 ) . مقدمة تاريخ ابن خلدون ، الباب السادس من الكتاب الاول ، الفصل التاسع ، فى اصول الفقه و ما يتعلق به من الجدل و الخلافيات : 576 دار الفكر ، بيروت - لبنان . ( 2 ) . محمد بن بهادر بن عبد اللّه زركشى ، ابو عبد الله ، بدر الدين ( 745 - 794 ه . ق ) فقيه شافعى . وى تأليفات زيادى داشته است ، از جملهء آنهاست : لقطة العجلان و البحر المحيط در اصول فقه ، الديباج و مجموعة در فقه ( الأعلام زركلى ، 6 : 60 )