الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني (مترجم: آرمين)

17

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى)

نزول ، تواتر نقلى و عبادت بودن قرائت قرآن را در تعريف آن لحاظ كرده ، گفته‌اند : « قرآن كلامى است كه بر پيامبر ( ص ) نازل شده ، به تواتر از او نقل گرديده ، و تلاوت آن عبادت است . » در اين تعريف كلام جنس است و شامل لفظ مفرد و مركب مىشود . و ترديدى نيست كه همچون الفاظ مركب با الفاظ مفرد نيز مىتوان بر احكام استدلال كرد نظير عام و خاص و مطلق و مقيد . در اين تعريف قيد « نزول بر پيامبر » ، آنچه را اصلا نازل نشده ، مانند گفتار ما و يا حديث نبوى ، و آنچه بر غير پيامبر نازل شده ، مانند تورات و انجيل ، از معناى قرآن خارج ساخته است . همچنين با قيد « نقل به تواتر » همهء آنچه غير قرآن شمرده مىشود مانند آيات منسوخ التلاوه « 1 » و قرائات غير متواتر ، از تعريف قرآن خارج شده‌اند . قرائات غير متواتر اعم است از مشهور نظير كلمهء « متتابعات » در قرائت ابن مسعود « 2 » ، در ادامهء آيهء شريفهء . . . فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ . . . » « 3 » يا خبر واحد ، باز مانند كلمهء « متتابعات » در قرائت ابن مسعود در ادامهء آيهء شريفهء « . . . فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ . . . » « 4 » هيچ‌يك از اين قبيل موارد ، قرآن شمرده نمىشوند و حكم قرآن بر آنها صدق نمىكند . همچنين با قيد « عبادت بودن تلاوت » آن احاديث قدسى از تعريف خارج مىشوند .

--> ( 1 ) . بنا بر نظر اهل سنت نسخ در قرآن سه قسم است : الف : نسخ تلاوت و حكم توامان . ب : نسخ تلاوت و بقاى حكم . ج : نسخ حكم و بقاى تلاوت . براى اطلاع بيشتر - كتاب روائع البيان تفسير آيات الأحكام من القرآن ، محمد على صابونى ، ج 1 : ص 104 انتشارات عالم الكتاب بيروت . از نظر شيعه نسخ تنها منحصر به قسم سوم است و دو قسم ديگر مبتنى بر اخبار آحاد و ضعيف است و اعتبار ندارد . - البيان فى تفسير القرآن ، سيد ابو القاسم خويى : ص 485 ، دار الزهراء بيروت . ( 2 ) . عبد اللّه بن مسعود بن غافل بن حبيب هذلى ابو عبد الرحمن ( . . . 32 ه . ق ) صحابى بزرگ و معلم و مفسر قرآن . ( الأعلام زركلى ، 4 : 137 ) ( 3 ) . بقره : 196 . سيوطى در الدر المنثور اين قول را از عايشه نقل مىكند نه از ابن مسعود ( الدر المنثور ، جلال الدين سيوطى ، ج 1 : 193 ، المكتبة الاسلامية و المكتبة الجعفرى طهران و دار الكتب العراقية ، كاظمين ) اما قرطبى آن را به ابن مسعود نسبت داده است ( الجامع لأحكام القرآن ، 1 : 47 ) ( 4 ) . بقره : 184 . سيوطى در الدر المنثور اين قول را از عايشه نقل مىكند نه از ابن مسعود ( الدر المنثور ، جلال الدين سيوطى ، ج 1 : 193 ) اما قرطبى آن را به ابن مسعود نسبت داده است ( الجامع لأحكام القرآن ، 1 : 47 ) .