محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

61

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

حضرت ابراهيم عليه السّلام « * » رسالت ابراهيم عليه السّلام مردم بابل « 1 » در وفور ناز و نعمت بسر مىبردند و در سايهء رحمت الهى زندگى آسوده‌اى داشتند . ولى اين قوم با اينكه غرق در نعمت بودند ، اما از نظر معنوى در شب تاريك گمراهى ، افتان و خيزان و در پرتگاه ضلالت و جهالت سرگردان بودند . اين مردم گمراه با دست خود بت مىتراشيدند و آنها را بر پاى مىداشتند و سپس بتهاى تراشيده را پروردگار و معبود خود قرار مىدادند و آنها را مىپرستيدند . اين مردم خداى يكتا و خالق هستى و همان كسى كه نعمتهاى ظاهرى و باطنى را بر آنها جارى ساخته فراموش كردند و به عبادت بتها شتافتند . زمام امور بابل بدست نمرود فرزند كنعان بن كوش بود . نمرود حاكمى مستبد بود

--> ( * ) . به استناد تواريخ ابراهيم حدود يك‌صد و هفتاد و پنج سال عمر كرد و بعد از وفات اسماعيل و اسحاق او را در مغاره مكفيله در باغ عفرون بن صرصر كنار قبر ساره دفن كردند و اكنون مدفن او شهر الخليل نام دارد . ( 1 ) . در حدود پنج هزار سال قبل ، بابل تمدنى عظيم در كرانهء دجله و فرات بود ، مردم بابل معتقد به خدايانى بودند كه در كرات آسمانى منزل دارند و از اين‌جهت هر ستاره را مظهر يكى از صفات ربوبى و مفسر و ترجمان ارادهء خداوند مىدانستند و تصور مىكردند كه با رصد ستارگان مىتوانند به مشيت الهى پى ببرند و از حوادث آينده باخبر شوند و براى هركس ستاره و طالعى قائل بودند و روى آن طالع غيبگويى و پيش‌بينى مىكردند . نمرود يكى از پادشاهان اين سرزمين بوده است .