محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

40

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

سخن نگو ، كه البته آنها بايستى غرق شوند . » « 1 » نوح عليه السّلام مكانى دور از شهر انتخاب كرد ، ابزار كار و تخته و ميخ را آماده ساخت و به كار كشتىسازى پرداخت درحالىكه از سرزنش و استهزاى قوم خويش آسايش نداشت ، يكى از مخالفين نوح به او گفت : تو قبلا گمان مىكردى پيغمبر و رسول خدايى ، چه شد كه امروز نجار شده‌اى و كشتى مىسازى ! آيا از پيغمبرى بيزار شده‌اى يا عشق به نجارى پيدا كرده‌اى ؟ ديگران گفتند : اى نوح چه شده ، كشتى خود را دور از دريا و رودخانه مىسازى ؟ آيا گاوهاى نر آماده كرده‌اى تا كشتى تو را به دريا ببرند و يا باد را مجبور مىكنى كه آن را به دريا انتقال دهد ؟ ! نوح اعتنايى به سرزنش ايشان نكرد و از حرفهاى بيهوده آنان با بزرگوارى گذشت و به آنان گفت : « شما امروز ما را سرزنش و مسخره مىكنيد ولى بدانيد كه ما هم به زودى شما را به باد استهزاء و تمسخر مىگيريم ! » . « 2 » نوح عليه السّلام به ساختن كشتى پرداخت ، تخته‌هاى آن را به جاى خود استوار ساخت و اجزاء آن را به يكديگر متصل كرد ، تا كشتى محكمى از تخته‌ها و ميخها مهيا گشت و منتظر دستور ثانوى خداوند نشست . خدا به نوح وحى كرد : چون فرمان ما صادر و علائم عذاب ما آشكار شد بايد به سوى كشتى خود رهسپار شوى و از ميان قوم و خاندان خويش هركس را كه به تو گرويده انتخاب كنى و از هر موجودى كه روى زمين وجود دارد يك جفت فراهم كن تا دستور خدا ابلاغ گردد . چيزى نگذشت كه درهاى آسمان باز شد و آب جارى گشت ، چشمه‌ها به جوش آمد و سيل تپه‌ها و بلنديها را فراگرفت . نوح با سرعت هرچه بيشتر به سوى كشتى خود شتافت و بنام خدا سوار كشتى شد و با ياد خدا حركت كرد . گاهى كشتى در ميان امواج دريا و زمانى در ميان باد و طوفان قرار مىگرفت ، خروش امواج دريا در دل گردابهاى خود براى مخالفين نوح قبر مىساخت و كفهاى

--> ( 1 ) . سوره مؤمنون ، آيه : 27 « أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا . . . » ( 2 ) . سورهء هود ، آيه : 38 « إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ »