محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
36
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
اعلام خطر كرد و از عقاب اخروى ايشان را بيم داد ، خود را به كورى و كرى زدند . ثواب اخروى را براى آنان تشريح كرد تا شايد تطميع و ترغيب شوند و ميل به كارهاى خوب پيدا كنند ولى انگشتان خود را در گوشهاى خويش گذاشتند و كوچكترين توجهى به سخن نوح نكردند ، اما نوح به مباحثه و مجادله با آنها پرداخت ، جهت ارشاد آنان از باب صبر و حلم وارد شد . كلمات شيرين خود را برايشان بيان كرد و هيچگاه ضعف ايمان قوم ، اميدوارى نوح را كاهش نداد و يأس به قلبش راه نيافت ، بلكه علاقهاش به دعوت قوم بيشتر شد و در ابلاغ رسالت خود اصرار و پافشارى كرد . نوح شب و روز ، مخفى و آشكار ، آنان را بسوى خدا دعوت كرد ، فكر آنان را به رمز وجود و خلقت بديع كائنات ، شب تاريك ، آسمان پرستاره ، ماه شناور و خورشيد درخشان متوجه ساخت . نوح توجه آنها را با بيانى فصيح به زمينى كه از ميان آن نهرها جارى است و در آن كشتزارها و اشجار رشد مىكنند ، سوق داد و قدرت و عظمت پروردگار را در آفرينش به آنان گوشزد كرد . نوح بدين طريق ، مباحثه و استدلال كرد ، دليلهاى فراوان آورد تا سرانجام عده معدودى به او ايمان آوردند و دعوت وى را لبيك گفتند و رسالت او را تصديق نمودند ، اما آنان كه راه دعوت نوح را بر قلوب خود بسته بودند ، همچون زمان قبل از دعوت ، به گمراهى و شقاوت خود ادامه دادند ، به نوح ايمان نياوردند و راه هدايت را نيافتند . در ميان آنان كه به نوح ايمان نياوردند ، بسيارى از افراد سرشناس و صاحب منصبان عالى ديده مىشدند اين افراد دست اتحاد به يكديگر دادند و در نهايت به تمسخر و استهزاء نوح و بىارزش كردن عقايد وى پرداختند . لجاجت مخالفين نوح عليه السّلام مخالفين نوح پيغمبر را خطاب قرار داده و گفتند : تو بشرى همانند ما هستى و نه