محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

143

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

بردبار و صبور به امر به معروف و نهى از منكر و شب‌زنده‌دارى مشغول است . ساقى به يوسف عليه السّلام گفت : اى مرد راستگو ! من براى كار مهمى نزد تو آمده‌ام كه اميدوارم تو را از زندان نجات بخشد و از اين سختى عافيت دهد . دربارهء اين خواب چه مىگويى ؟ هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر را خورده‌اند و هفت خوشهء سبز را ، هفت خوشهء خشك در خود حل كرده‌اند . شايد از سرچشمهء علم خود ، دلهايى كه تشنهء اين تعبير هستند سيراب و پريشانى افكار آنها را بر طرف سازى و پس از اين تعبير خواب ، مردم فضل فراوان و علم سرشار تو را درك كنند . يوسف عليه السّلام و تعبير خواب سلطان مصر كار يوسف تنها تعبير خواب نبود . او پيغمبرى مصلح بود كه خدا او را براى هدايت امور دنيا و آخرت و معاش و معاد مردم فرستاده است ، لذا هرگاه فرصتى به دست مىآورد ، آن را غنيمت مىشمرد و از آن طريق هدف خود را تعقيب و توحيد را تبليغ مىكرد . يوسف وقت مناسبى نمىيافت مگر اينكه از اين فرصتها كه شايسته دعوت و تبليغ است بهره‌بردارى كند . سالها قبل كه دو جوان زندانى ، از تعبير خواب خود سؤال كردند ، فرصتى براى ترويج يكتاپرستى و توبيخ بت و بت‌پرستى پيش آمد كه از آن به خوبى استفاده كرد و امروز سلطان مصر تعبير خواب خود را از يوسف مىخواهد ، يوسف كه به خوبى تعبير خواب او را مىداند ، درصدد استفاده از اين فرصت برمىآيد تا همراه تعبير خواب ، هدف اصلى خود را تعقيب كند و رسالت خود را به گوش مردم برساند . يوسف عليه السّلام در تعبير خواب سلطان چنين گفت : شما هفت سال نيكو در پيش داريد . در سبزترين سرزمين و آبادترين دشتها بسر مىبريد . باغهاى شما شكوفا و حبوبات شما افزون مىگردد ، زندگى شما خوش و مرفه مىشود و در آسايش كامل بسر خواهيد برد . سپس هفت سال سخت در پى آن مىآيد كه آرزوهاى شما برآورده نمىشود ، ابرهاى بدون باران بر سر شما مىآيند و برق آن كمتر به چشم مىخورد ، نيل