محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
144
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
به وعدهء خود وفا نمىكند و تشنگان خود را سيراب نمىكند . شما زمين را زير و رو مىكنيد ولى از منافع درون آن بهرهاى نمىگيريد . كشتزارى را براى درو و حبوباتى را براى انبار كردن نمىيابيد و به مصيبتى آشكار و بلايى بزرگ مبتلا خواهيد شد . سپس بار ديگر روزگار بر وفق مراد شما شده و به شما روى مىآورد ، سيماى پيروزى به شما لبخند مىزند و گره مشكلات زندگى شما گشوده مىشود . آبادى و بركت بر شما سايه مىافكند و از محنت نجات مىيابيد و مفاسد اجتماعى محو مىگردند ، زمين به شما گندم و جو مىبخشد و شما استفاده مىكنيد . دانههاى روغنى ، زيتون و كنجد شما مىرويند و شما روغن آن را مىگيريد و در غذاى خود از آن استفاده مىكنيد . تعبير خواب سلطان و آنچه من از طريق وحى كسب كردم ، چنين بود . در تحقق آنچه من به شما خبر دادم ، ترديدى وجود ندارد . راه كار شما اين است كه در سالهاى فراوانى ، محصول خود را با خوشه بچينيد و در مخازن و منازل خود انبار كنيد تا سالم بماند و به قدر ضرورت مصرف كنيد تا بتوانيد در هفت سال سخت و خشكسالى ، مقاومت كنيد . هنگامى كه اين تعبير و تدبير به پادشاه رسيد و از اين پند و اندرز آگاه شد دريافت كه صاحب اين تعبير ، داراى عقل نافذ و فكرى سرشار است لذا يوسف عليه السّلام را احضار كرد تا حقيقت وجود او را بيشتر درك كند و از عقل و تدبير شايسته او استفاده كند و از رأى و علم او بهرهمند گردد . شرط يوسف عليه السّلام براى خروج از زندان فرستاده پادشاه مصر پيش يوسف آمد و گفت : اى يوسف ! پادشاه تو را دعوت كرده و به مجلس خود فراخوانده است او از تعبير خواب و تدبير تو ، به حكمت و علم سرشار تو پىبرده و اميد مىرود ستاره اقبال تو طلوع كند و شأن و مقام تو نزد او اوج گيرد . اما يوسف عليه السّلام رسول شايسته و بزرگوار خداست ، پروردگارش به او آموخته است