محمود بن محمد حسنى واعظ
13
تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى)
163 ، 180 پ ، 142 پ ، 146 پ ، 141 ر ، 33 پ ، 38 ، 47 پ ، 50 ، 61 ، 62 ر ، 65 پ ، 67 ، 68 ، 73 ، 74 ) و گاهى نيز همين سؤال و جواب را به شكل « اگر گوئى . . . ، گوئيم » مطرح ساخته است ( نمونه 2 / 148 ) و اين همان شيوهاى است كه در تفسير ديگرش « دقائق التأويل » نيز آن را به كار برده است . 5 . از شيوههاى ديگر تفسيرى مفسر ما را مىتوان سادهگوئى وى دانست . ذيل « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ » با نقل عبارتى مبنى بر اينكه « روح چيزى است كه حيوان به آن زنده است » مىنويسد : اين قائل بسى دود چراغ خورده است و سعى كرده تا اين علم ، حاصل كرده است كه اين معنى مشكل معلوم وى شد . ( برگ 91 ر ) 6 . بيش از آنكه مقيّد به اقوال مفسرين باشد پاىبند به اصول است : ( ص 148 ر ) علماء سنت و جماعت از ابن عباس نقل مىكنند كه : انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت در حق زنان رسول آمده . مصنف كتاب گويد : اين نقل از عبد الله ، كذب محض است زيرا كه خطاب زنان به كاف و نون بود و خطاب مردان به كاف و ميم . و اين معنى كودكان كتاب فهم كنند . فكيف عبد الله عباس كه رأس اهل تفسير است . 7 . مشرب ضدّ فلسفى مؤلف ذيل بحث روح نيز كاملا مشهود است : گفته از آنكه سؤال فلاسفه بود و بحث در آن كردن طريق ايشان نه طريق انبياء بود . 8 . با اينكه مفسّر تصميم بر تفسير آيات « قل » داشته اما از 332 مورد ، موارد زير را نيز از قلم انداخته و تفسير ننموده است : ( در اينجا كليهء موارد