النسفي (مترجم: مجهول)
23
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
كنيت ، كه به وى فرموده مىشويت . ( 68 ) قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها گفتند بخواه از خدا تا بيان كند كه چگونه مىبايد ، و به چگونه مىبايد قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ گفت مىگويد « 1 » گاوى مىبايد زرد خوش رنگ تابان ، كه شاد شود به وى دل نگرندگان . ( 69 ) قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ گفتند بخواه از خدا تا بيان كند كه بر چه صفت مى بايد ، و بر چه هيئت مىبايد ؛ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا كه صفت اين گاو بر ما پوشيده است ، و دل ما بدين سبب كراشيده است . وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ و إن شاء اللّه كه تمامى صفت وى ما را مفهوم شود ، و بدين سبب كشندهء عاميل ما را معلوم شود . ( 70 ) قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ گفت مىگويد گاوى بايد « 2 » نرم ناكرده به گردن شدكار « 3 » ، و آب ناكشيده « 4 » از بهر كشتزار مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها هفت اندام درست در وى نقصان نى ، و از رنگ ديگر بر وى نشان نى . قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ گفتند اكنون بيان تمام آوردى ، و سخن تمام « 5 » با نظام آوردى . فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ خريدند ، و بسمل كردند ؛ و نزديك بود كه نكردندى يا به سبب گرانى بها ، يا بنا يافتن اگر بماندندى استثنا . ( 71 ) وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً و ياد كنيت چون بكشتيت تنى را ، يعنى عاميل را پسر شراحيل را ؛ فَادَّارَأْتُمْ فِيها و هر يكى از خويشتن دفع مىكرديت ، وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
--> ( 1 ) - ن : كه مىگويد . ( 2 ) - ن : مىبايد . ( 3 ) - ت : زمين شيار ( 4 ) - ن : و آب كشيدن . ( 5 ) - ن : درست